Download complete video now!

اول یه لیس به کونم بزن تا بهت بدم

0 views
0%

بودن بین دوتا دختر هات و سکسی و خوشگل واقعا بی نظیر بود واسم سحر ایستاده بود یه دستش روی کسش بود با د دستشم سینه هاشو میمالید،من دراز کشیده بودمو پاهامو باز کرده بودم روژین بین پاهام بود کاملا داشتم ساک زدنشو میدیدم واقعا دسگه چی از زندگی میخواستم

سحر اومد سمتم و لباشو گذاشت روی لبام با ولع لبای همو میخوردیم از اون طرفم روژین داشت ساک میزد روژینو بلند کردم بغلش کردم بالاخره به اون سینه های گردو خوشگلش رسیدم هیجوقت سینه های به این خوشگلی ندیده بودم،با دوتا دست سینه سمت راستشو گرفتم واقعا بزرگو سفت انگار پروتز کرده بود گذاشتم توی دهنم و با قدرت میک میزدم گاهی اوقاتم نوکشو زبون میزدم دراز کشیدم کیرم بزرگترین حالت خودشو داشت روژین اومد بشینه روی کیرم با دستش کیرمو گرفتو یه جون بلند گفت و روی سوراخ کُسش تنظیم کرد که صدای آلارم گوشیمو شندیم خیلی سری به ساعت نگاه کردم و دیدم ۷:۴۵ دقیقه‌ست یه چشمم بیشتر باز نبود گذاشتم روی ۸ دوباره سعی کردم بخوابم که ادامه خوابمو ببینم ولی لعنتی هرکاری کردم نشد که نشد ناچار بیدار شدم و مثل همیشه گونه سحرو ماچ کردم و رفتم سر کار…
وقتی رسیدم فقط به خوابی که دیدم فک میکردم،هم استرس داشتم هم ترس ازینکه روژین چیزی به سحر گفته باشه هم اینکه حرفای روژین که گفته بود مواظب باش بهت نچسبم و عزیزم گفتناش یا شوخی های دستی و نگاهاش،حرف سحر که گفته بود یبار بخاطر من حاضره رابطه سه نفره داشته باشه و در نهایت خواب بی نظیری که دیده بودم باعث شده بود مصمم تر باشم…
سحر از روز اول رابطه خط قرمزش خیانت بود و تهدید کرده بود اگر یکبار این اتفاق بیوفته قطعا طلاقشو میگیره،داشتم احتمالات رو بررسی میکردم که چه اتفایی ممکنه بیوفته؟ اگر سحر بفهمه زندگیم بگا‌ میره،از طرفی این پالس هایی که روژین داده بود و فک کردن بهش همیشه کیرمو یجوری میکرد و مدام حشری بودم،از یه طرف خودمم دوس نداشتم خیانت کنم ولی فک کردن به سینه های گرد و بزرگش باعث میشد هیجانی بشم،مدام تصور میکردم که سه نفری داریم سکس می‌کنیم
دلو زدم به دریا و بهش تو واتس آپ پیام دادم:
سلام روژین چطوری؟صبح بخیر
فک کنم ۲ ۳ ساعت بعد جواب داد و گفت سلااام عزیزم خوبم تو خوبی؟

بخوام زندگیمو بگا بدم نداره…مونده بودم چی بگم اصلا چیزی به ذهنم نمیومد که بگم…یه چند دقیقه ای نشستم یه سیگار روشن کردم یه کام عمیق گرفتم جوری که احساس کردم لبم داره میسوزه شروع کردم دوباره برنامه ریزی کردن که چطوری هم روژین و راضی کنم هم سحرو…
نمیدونم واستون پیش اومده که کاریو انجام بدیو بدونی که احتمال بگا رفتن بالا باشه و مغزت میگه نکن ولی اون هیجان و شهوت به مغزت غلبه میکنه

From:
Date: September 9, 2021
Actors: Bailey Base





Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *