Download complete video now!

فیلم سکس همسر چادری با اونجای خیس

0 views
0%

داستان راست راست هست. فقط اسامی عوض کردم… من سینا 34 ساله با قد 180 وزن 84 و زنم عسل 32 ساله با قد 156 و. وزن 60 تپلی و سبزه… حقیقتش دیگه از سکس تکراری خسته شده بودم و همیشه تو شهوانی و سایت های پورن گذر می زدم… کم کم موقع سکس به عسل هم فیلم های پورن نشون میدادم بعدش یواش یواش فیلم سه نفره بهش نشون دادم و خیلی خوشش میومد و تو سکس بهش میگفتم دوست داری یکی دیگه هم باشه بکنت اونم حال میکرد تا اینکه تصمیم گرفتم عملی انجام بدیم بار اول عسل یه دوست پسر قدیمی داشت که شماره اش راپیدا کرد و باهم در ارتباط بودن و یه بار رفت خونش ولی گفت چون کوچیک بوده خوشم نیومده یه بار هم خودم براش آوردم ولی باز راضی نشد… اصل داستان از اینجا شروع میشه که عسل یه دوست داشت به نام ساناز و منم کم کم بهش گفتم منم دوست دارم سانازو بکنم تا اینکه با هم قرار گذاشتن بیان شب خونه ما واسه بساط مشروب و سیگار عصر همون روز ساناز اومد و اول رفتیم بیرون و گشتی زدیم

خسته بشن و هم اون حال و هوایی عوض کنه. شب که برگشتیم حدود ساعت یک نصفه شب بود و بچه ها فرستادیم تو اتاق و با گوشی بودن تا خوابشون برد و عسل و ساناز هم بساط را برپا کردن و شروع کردن به خوردن ولی کن خوشم نیومد بخورم و. منتظر موندم تا کلشون داغ بشه خلاصه حدود یه ساعت بعد یواش یواش رفتم سراغ ممه های 85 عسل و شروع کردم مالیدن تا اینکه عسل دراز کشید و گفت بیا رو کمرم بشین منم رفتم و شروع به مشت و. مال کردم و دوتاشون داغ داغ بودن و کم کم دستم را بردم سمت سینه های ساناز و شروع به مالیدن کردم اولش یه کم مقاومت کرد ولی بعد یواش یواش شل شد و اونم کنار عسل خوابوندم و میخاستم ممه هاش که از مال بزرگتر بود را بخورم که مقاومت میکرد ولی با زور خوابوندمش و سینه هاش را درآوردم از تو سوتین و شروع به خوردن کردم

رفتم سراغ کسش و یه کم مالیدم ولی خیلی مقاومت می کرد و به زور شلوارش را کندم و سرم را بردم سمت کسش و. شروع به لیسیدن کردم که کم کم آروم شد وراه داد و به آرومی سر کیرم را گذاشتم دم سوراخ کسش و یواش یواش تلمبه زدن را شروع کردم و با دستم هم کون عسل را میمالدیم… حدود دوساعتی هر دوشون را تو. پوزیشن های مختلف کردم و شروع کردم ازشون حرف کشیدن هر چه داشتن با هم برام تعریف کردن و. هرهر میخندیدن خلاصه خیلی باحال بود جلو زنم دوستش را گاییدن و بعد اومد تو. بغلم و. تا صبح سه تایی پیش هم خوابیدیم و صبح هم لباس پوشیدن و دوتایی رفتن بیرون کافه صبحانه و. منتظرم دوباره امشب باهم بساط کنیم

From:
Date: November 18, 2021





Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *