Download complete video now!

کامل میشینه روش

0 views
0%

برای کنکور آماده میشدم ، از درس خودن خسته شده بودم، کتابو بستم و رفتم تو بالکن . هوای بارونی اردیبهشت ، هیچی بهتر از یه پیاده روی تو پارک نبود. سریع لباس ورزشی پوشیدم و زدم بیرون .
هندز فری گوشم بود و داشتم موزیک گوش میدادم ، کلاه سویشرتمو گذاشته بودم سرم و دست تو جیب داشتم تو پارک نزدیک خونه قدم میزدم که یهو با ضربه محکمی که از پشت بهم خورد پرت شدم زمین .
تا بخودم بیام فهمیدم یه موتور زده بهم ، حالا من با اونا که دونفر بودن و موتورشون ، همه نقش زمین بودیم .
یکیشون بلند شد موتورو جمع و جور کرد و اون یکی اومد سمت من که داشتم به زور بلند میشدم .
حین کمک کردن عذرخواهی میکرد که شرمنده داداش موتور لیز خورد و نشد جمعش کنیم ، منم گفتم مهم نیست اتفاقی بود دیگه و بخیر گذشت. رفیقش اومد و گفت ببخشید مقصر ماییم نبایست با موتور میومدیم تو پارک ، حالا مشکلی نداری ؟ جاییت درد نمیکنه ؟ گفتم یکم پای راستم درد داره که فکر کنم چیز خاصی نباشه .
گیر دادن که بیا برسونیمت خونه . راستش با شرایطی که داشتم از پیشنهادشون بدم نیومد و قبول کردم .
راننده نشست و رفیقش کمک کرد منم بشینم و خودشم نشست پشتم . من چون از موتور سواری یکم میترسم راننده رو بغل کردم و دوستشم برای اینکه نیوفته چسبید به منو بغلم کرد و راه افتادیم.
با وجود یکم دردی که داشتم ولی از شرایط موجود خوشم اومده بود ، به پشت سری گفتم شرمنده جاتون تنگ شد بیاید جلوتر نیوفتید. یکم کونمو دادم بالا انگار اونم بدش نیومد و با یه فشار اومد زیرم و وقتی نشستم قشنگ رو کیرش بودم . چون شلوارم ورزشی و نازک بود ، کلفتی کیرشو از روی شلوار اسلش نخی که پوشیده بود قشنگ حس میکردم .
مخصوصا یکم خودمو دادم عقب و کونمو رو کیرش جابجا کردم و گفتم راحتید ؟ اونم با یه لحن خاصی گفت عاااالی ، تو هم راحت باش .
حالا یکی از پشت کیرشو چسبوند بود و منو بغل کرده بود ، منم راننده رو طوری بغل کرده بودم که دستم بیشتر نزدیک کیرش بود . اصلا انگار قرار بوده این اتفاق بیوفته که سه تایی به یه فیضی برسیم .
حین آدرس دادن سعی میکردم دستمو به کیر راننده بیشتر نزدیک کنم و بمالم . اونم بزرگ و برجسته بود زیر شلوار جین .
دیگه حالم عوض شده بود ، کیر بزرگ و نیمه راست راننده زیر دستم و کیر کلفت رفیقش زیر کونم نبض میزد . بنظرم راننده هم مخصوصا آروم می‌رفت که زود نرسیم ولی بالاخره رسیدیم جلوی خونه ، دلم میخواست مسیر طولانی تر بود و بیشتر حال میکردم ، ظاهراً به اونا هم خوش گذشته بود چون هردو گفتن شمارتو بده حالتو بپرسیم اگه لازم بود دکتر بری ما ببریمت .
شماره دادم و تشکر کردم ، رفتم خونه و اوناهم حین جابجا کردن کیرشون سوار شدن و رفتن .
یه ساعتی گذشت ، از فکر و خیال اتفاقی که افتاده بود تمرکز نداشتم درس بخونم ، همش به گوشیم نگاه میکردم و منتظر بودم شاید زنگ بزنن .
تو کف کیر اون دو نفر بودم که گوشیم زنگ خورد ، شماره ناشناس بود ، گفتم جانم بفرمایید ، یه صدای گرم و مردونه جواب داد من حمید هستم امروز تو پارک خوردیم به شما خواستم ببینم مشکلی نیست ؟
قند تو دلم آب شد و گفتم نه خداروشکر بهترم ، گفت گوشی رو میدم محمد رفیقم میخواد حالتو بپرسه ، دوستش بعد از سلام و احوالپرسی گفت مطمئنی خوبی ، گفتم من خوبم شما چطوری ؟ با حس خاصی گفت از وقتی رفتی بد …
با تعجب پرسیدم چرا ؟ گفت آخه دوست داشتم دیرتر میرسیدیم و بیشتر باهم بودیم .
گوشی دستم اومد که اوناهم دلشون گیر کرده و دنبال بهونه هستن که یه حالی باهم بکنیم . منم که برای این موضوع لحظه شماری میکردم بدون تعارف گفتم الآنم دیر نشده میتونیم همدیگرو ببینیم و یه دور دیگه بزنیم .
انگار دنیا رو بهش دادن ، با ذوق گفت راست میگی ؟ دمت گرم پس اگه پایه ای حاضر شو یه ساعت دیگه میایم دنبالت .
اوکی دادم و خودمو انداختم رو تخت و چشامو بستم و خودمو تو بغل اون دوتا تصور کردم .

حالا باید چیکار کنم ؟ سریع رفتم حموم و بدنمو شیو کردم و اومدم بیرون و موهامو سشوار کشیدم و یه تیپ اسپرت زدم و رفتم جلوی آینه یکم از ذوقم قر دادم و منتظر تماس شدم .
چند دقیقه بعد همون شماره زنگ زد و گفت ما پایین منتظر هستیم بیا ، یه عطر گرم و سکسی زدم و رفتم .
وقتی درو باز کردم دیدم هردو دارن با تعجب و اشتیاق نگاهم میکنن . رفتم جلو با یه لبخند ملیح گفتم سلام ، راستی من بهادر هستم .
حمید که راننده بود گفت چقدر خوشگل شدی ، محمد در ادامه گفت البته خوشگل بودی جیگر شدی . سه تایی خندیدیم و باز با همون ترتیب قبل نشستیم رو موتور .
از حمید بگم ، یه جوان حدود ۳۸سال با قدی بلند و سیبیل مشکی تاب داده ، و محمد حدود ۳۵ سال با قدی متوسط و ته ریش . هیکل هر دو خیلی رو فرم و ورزشکاری بود با تاتوهای زیاد روی دست و بازو . معلوم بود ازین تیپ‌های لوطی و بامرام هستن .
بگذریم ، محمد که پشت من نشسته بود خودشو قشنگ چسبوند و منم دستمو انداخت دور حمید و محکم بغلش کردم و راه افتادیم .
بارون بند اومده بود ولی خیابونا خیس بود ، حمید گفت وضعیت خیابونا خوب نیست بهتره بریم خونه یه ساعت دورهم خوش بگذرونیم . محمد گفت خونه ما کسی نیست بریم اونجا و منم از خدا خواسته قبول کردم .
تا خونه محمد یه ربع راه بود و تو همین فاصله من قنبل کرده بودم رو کیرش و از جلو هم با کیر حمید بازی میکردم . وای چه حالی میداد .
یکم بعد رسیدیم جلوی یه آپارتمان و حمید با موتور رفت تو پارکینگ و سه تایی رفتیم طبقه اول که خونه محمد بود .
داخل شدیم محمد مارو تعارف کرد سمت پذیرایی . منو حمید نشستیم کنار هم روی کاناپه و شروع کردیم صحبت کردن که محمد با ظرف میوه و تنقلات اومد نشست کنار من .
تی وی روشن کرد و گفت دیروز یکی از رفیقام یه فیلم جدید برام ریخته موافقید ببینیم ؟
حمید گفت اگه سوپره آره ، محمد گفت اتفاقا سوپره و سه تایی خندیدیم و محمد رفت فلش آورد زد و فیلم شروع شد .
خیلی جالب بود که موضوع فیلم mmf بود و درست مثل ما ، دو نفر مرد که یه خانم خوشگلو برده بودن خونه و رو مبل سه نفره داشتن سکس میکردن. با این تفاوت که جای اون خانم من نشسته بودم بین حمید و محمد .
در حین فیلم دیدن و خوردن تنقلات ، حمید دست انداخته بود پشت سر من و داشت با گردن و لاله گوشم ور میرفت ، محمدم دستش روی رونم بود و آروم میمالید . منم بین این دوتا مست شده بودم .
هر سه منتظر یه حرکت برای شروع سکس بودیم که حمید صورتشو آورد دم گوشم و گفت خوشگله حاضری ماهم مثل اینا شیطونی کنیم ، با کمی ناز گفتم بله .
تا بله رو دادم جفتی گفتن جوووون دمت گرم ، امروز مارو دیونه خودت کردی پسر ، کاری میکنیم تصادف جبران بشه .
هردو شروع کردن بوسیدن صورت و لب من ، گوشامو میک میزدن و گردنمو میلیسیدن .
حین این لب و بوسه بازی دستشونو بردن زیر تی شرت من و سینه هامو میمالیدن ‌. منم کیر هر دو رو از روی شلوار میمالیدم .
دیگه کسی به تی وی توجه نداشت و هرکس مشغول کار خودش بود .
یکم بعد تیشرت منو درآوردن و شروع کردن مکیدن سینه هام . هردو با ولع میلیسیدن و میک میزدن ، حمید گاهی نوک سینمو آروم گاز میگرفت که دلم ضعف می‌رفت .
حالا دیگه کیر جفتشون حسابی راست شده بود و داشت شلوارشونو پاره میکرد . منم تکیه داده بودم به مبل و کیرشونو میمالیدم .
حمید همچنان سینه هامو میخورد و محمد شکم و بدنمو لیس میزد . بعد از کمی هردو لباساشونو درآوردن و با شورت نشستن ، بعد حین لب گرفتن و خوردن سینه هام ، باهم دیگه شلوارمو در آوردن و دیگه سه تایی با شورت بودیم .
محمد تا شورت پلنگی و لامبادای منو دید گفت جووون شورتتم مثل خودت سکسیه و حمید ادامه داد و البته کیر راست کن .
با یه لبخند تشکر کردم و گفتم شما هم خیلی جذاب و حشری هستید ، من دربست در خدمتم .
اینو که گفتم حمید رفت رو لبام و با اون سیبیل کلفتش شروع کرد به خوردن و مکیدن لب و زبونم .
محمدم دستشو برده بود زیرم و از لای بند شورتم انگشتم میکرد و سینه هامو میخورد .
یکم بعد حمید تکیه داد به دسته مبل و یوری نشست و یه پاشو گذاشت بالا و منو کشید طرف کیرش ، منم استایل داگی شدم رو مبل و صورتم سمت کیر حمید بود و کونم سمت محمد .
شورت حمید رو در آوردم و کیر کلفت و بزرگش افتاد بیرون . شروع کردم بوسیدن و لیسیدن و مکیدن کیر و خایه های بزرگش ، چشماشو بسته بود و ناله میکرد . محمدم شورت من و خودشو در آورد و شروع کرد لیسیدن کونم .
گاهی اسپنک میزد و گاهی زبونشو لای چاک کونم بالا پایین میکرد . ته ریشش دیوونم کرده بود . هر سه حسابی حشری بودیم و از شرایط لذت می‌بردیم .
یکم بعد هردو روبروی هم نشستن روی مبل و بهم نزدیک شدن تا جاییکه کیراشون بهم چسبیده بود ، منم نشستم زمین و شروع کردم خوردن کیر جفتشون .
هر دو بزرگ و کلفت بود ولی برای حمید یکم بزرگتر و پشمالوتر . یکم اینو میخوردم و یکم اونو ، بعد به زور جفتشو میکردم تو دهنم و تا جاییکه میتونستم ساك میزدم .
خیلی حالی میداد و تجربه جالبی بود ، معلوم بود کسی این مدلی کیرشونو باهم نخورده . تا تونستم حسابی و حرفه ای کیر و خایه بزرگشونو بوسیدم و لیسیدم و مکیدم و خوردم . سر کیراشونو میمالیدم بهم و زبونمو دور جفتشون میچرخوندم میک میزدم .
حشرمون حسابی زده بود بالا و آه و ناله و جون جون هر سه مون در اومده بود که حمید گفت من دیگه طاقت ندارم بریم برای کردن کون خوشگل و سفیدت .
محمد رفت از تو اتاق دوتا کاندوم و کرم آورد داد بمن ، خودش نشست رو مبل و منم یکی از کاندومارو باز کردم کشیدم رو کیر حمید و براش فیکس کردم ، بعد جلوی محمد مدل داگی شدم و شروع کردم ساک زدن براش و حمیدم پشتم رو زمین زانو زد و کیرشو چندبار کوبید رو کونم و کمی کرم زد و آروم آروم فرو کرد توش .
یه کیر کلفت تو دهنم و یه کیر کلفت توی کونم عقب جلو می‌رفت ، کیر محمد تا ته تو دهنم بود تا جایی که سرش می‌رفت تو حلقم و حمیدم طوری تو کونم تلمبه میزد که خایه هاش تاپ و تاپ میخورد به کونم .

خیلی حرفه ای بودن و کلی حال میداد ، دور کیر محمد و خایه هاشو پر تف میلیسیدم و میخوردم ، همزمان حمید کمرمو گرفته بود تو دستهاش و با یه ریتم منظم تلمبه میزد . محمد داشت از حال می‌رفت که گفت نوبت منه بزارم توش .
همون‌طور که نشسته بود کاندوم براش باز کردم و کشیدم رو کیرش و یه ساک مشتی و پرتف براش زدم و حمید هم کیرشو کشید بیرون و رفتم پشت به محمد آروم نشستم رو کیرش و با هدایت خودم تمام کیرشو جا کردم تو کونم ، حمید کاندومشو در آورد و یکم کیرشو با دستمال تمیز کرد و اومد جلوم وایستاد و منم همینطور که رو کیر محمد بالا پایین میرفتم یکم دولا شدم و شروع کردم به خوردن کیر حمید .
محمد خودشو یکم بالا پایین میکرد تا کیرش تا دسته بره تو ، حمید سر منو گرفته بود تو دستهاش و رو کیرش عقب جلو میکرد . سینه هام تو دستهای محمد بود و میمالید و چنگ میزد .
یدفعه حمید کیرشو تا ته فرو کرد تو دهنم تاجایی که لبام رسید به پشمای کیرش و داشتم اوق میزدم و یهو کشید بیرون و یه لب داغ ازم گرفت و زبونمو میک میزد و دوباره کیرشو کرد تو دهنم بافشار و چندبار این کارو تکرار کرد . محمدم با دستهاش کون منو حین بالا پایین رفتن با فشار میکوبید به کیرش که تا خایه بره توش .
چند دقیقه ای با لذت اینجوری دهن و کون منو گاییدن که حمید گفت داره آبم میاد ، محمدم گفت منم آماده هستم .
من از روی کیر محمد بلند شدم و نشستم زمین و حمید کنارم ایستاد و محمد هم کاندومشو درآورد روبروی حمید طرف دیگه من وایستاد و منم شروع کردم ساک زدن برای جفتشون .
کیر هر دو رو گرفته بودم تو دستام و با ولع نوبتی میخوردم ‌، ناله جفتشون بالا بود و تو موهای من چنگ میزدن و قربون صدقه کونم و دهنم و خودم میرفتن که یهو آب محمد اومد و یکم پاشید تو دهنم و بقیه شم ریخت رو سینه هام و در همون حین آب حمیدم اومد و یکم پاشید رو صورتم و بقیه شو ریخت رو گردن و سینه و بدنم .
کیر هردو رو با دستم پمپاژ میکردم تا آخرین قطرات آبشونم بریزه روم و اونا هم با جوووون و آااااه و اووووه همراهیم میکردن.
وقتی اومدن آبشون تموم شد و یکم کیراشون شل شد دوباره سر کیر جفتشونو مالیدم بهم و چسبوندم کنار هم و کردم تو دهنم که لذت عشقبازی برای هر سه مون تکمیل بشه .
بعد از چند دقیقه از محمدم خواستم منو راهنمایی کنه برم دوش بگیرم ، چون تمام هیکلم شده بود آب کیر .
خلاصه بعد از دوش اومدم بیرون دیدم هر دو لباس پوشیدن و جمع و جور کردن و منم آماده شدم که برسونم خونه

From:
Date: May 30, 2022

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *