Download complete video now!

گاییدن جنده مست

0 views
0%

نرمی باسنش احساس شهوت

تن لخت دختر روی تخت و نگاه حریصانه ی مرد روی اندام‌دختر ، صدای موسیقی آرومی که سکوت اتاق رو میشکست.
مرد چند قدم به تخت نزدیک شد و باهرقدم یکی از لباس هاش رو در می آورد. دختر نگاه شیطنت آمیزی به مرد انداخت و با خنده گفت : زود باش عشقم . خیلی وقت ندارم ممکنه هر لحظه زنگ بزنه .
مرد لبخندی زد و حالا کاملا سایه ش روی بدن دختر افتاده بود .
خودت میدونی هیوا خانوم من تا حسابی ازت سیر نشم‌ اجازه نمیدم بری.
پیمان ؟؟ ای بدجنس !! من تا حالا گرسنه گذاشتمت؟؟
پیمان دستاش رو لا به لای موهای طلایی هیوا فرو برد و مشغول نوازش زلف های عشقش شد . آروم وزنش رو روی تخت انداخت و با دستاش برجستگی های تن هیوا رو لمس کرد. نور کم‌اتاق باعث میشد بدن سفید هیوا بیشتر به چشم بیاد. دستای مردونه ی پیمان تن ظریف هیوا رو اسیر کرده بود و صدای ملَچی که حاصل خوردن لبای همدیگه بود آروم یکنواخت شنیده میشد جز این صدا هیچ حرف دیگه ای بینشون رد و بدل نمیشد. گرمای دستای پیمان هیوا رو مست میکرد . پیمان دستش رو به باسن هیوا رسوند و از نرمی باسنش احساس شهوت شدیدی بهش غلبه کرد و همین حس باعث میشد با شدت و فشار بیشتری باسن هیوارو چنگ بزنه.

کیر تمیز رو توی دهنش

صدای آه و ناله ی هیوا که از عمق وجودش بیرون میزد پیمان رو بیشتر تشویق به ادامه ی کارش میکرد . بی هوا لباش رو روی سینه های گرد و خوش فرم هیوا چسبوند و از سفتی سینه هاش و اون رنگ صورتی ملایم نوک سینه هاش سرمست بود . مثله بچه ای که پستون مادرش رو گرفته مشغول میک زدن به سینه های هیوا شد . دستای هیوا پشت سر پیمان رو چسبید و محکم سر پیمان رو به سمت سینه هاش میکشید و انگار میخواست بیشتر حسش کنه.
سفتی کیرش رو بین رون های نرم و گوشتی هیوا جا داد و آروم‌ مشغول تلمبه زدن شدن ، با دستش کُس تپل هیوا رو بازی داد ، کاملا خیس و لزج شده بود . با این حرکت هیوا اختیارش رو از دست داد و خودش رو به بدن پیمان چسبوند . دستاشون دور گردن همدیگه حلقه شده بود و گاهی ازهم لب میگرفتن ، گاهی سینه های هیوارو میخورد و گاهی از چاک سینه هاش تا روی شکمش و حتی رو کس عشقش رو بو میکشید و انگار مست کننده ترین رایحه ی دنیا شامَش رو پر میکرد . عمیق نفس میکشید و چشماش رو بسته بود. احساس گرمایی که از لبای هیوا به کیرش منتقل شد باعث شد کل بدنش داغ بشه . چشماش رو باز کرد ، طاق باز دراز کشیده بود و هیوا بین پاهای بازش جا گرفته بود حریصانه و با ولع مشغول خوردن کیرش بود . با دستش موهای دم اسبی هیوا رو گرفت و سرش رو بالا آورد و با دیدن چشمایی که اون رو یاد دریا مینداخت و حالا به طرز عجیبی پر از شهوت بود حس کرد که سکسی ترین چشمای دنیا داره با لذت بهش نگاه میکنه . لبای درشت هیوارو دور کیرش حس میکرد و با فشار نصف بیشتر کیرش رو داخل دهن هیوا برد . هیوا بدون اعتراض با اشتهای وافری کیرش رو ساک میزد و آب دهن هیوا با پیش آب خودش قاطی شده بود و این حرکت کیرش توی دهن اون رو راحت تر کرده بود . انگار از خوردن کیر پیمان سیر نمیشد فقط دوست داشت مثله یه مار که طعمش رو میبلعه اون کیر تمیز رو توی دهنش جا بده . شاید بزرگتر از حجم دهنش بود و این لقمه ی بزرگ رو باید میخورد. چندباری عوق زد و هربار احساس میکرد نمیتونه تحمل کنه ولی بالاخره موفق شد کل کیر پیمان رو توی دهنش جا بده و چندثانیه مکث کرد و آروم آروم شروع به خوردنش کرد.

سکس به گاییده شدن

پیمان روی اَبرا بود و از فرط لذت پلکاش روی هم افتاده بود محکم سر هیوا رو فشار میداد و با هر حرکت کیرش توی دهن هیوا ، این فشار بیشتر میشد.
لباش رو روی اون کس صورتی کمرنگ‌گذاشت و گرمایی که از اون کل دهنش رو پر کرد. حرفه ای ، گاهی آروم و‌گاهی تند زبونش رو به لبه های کس اغوا کننده ی هیوا میکشید و خیسی و لزجی کس هیوا حس خوبی بهش میداد هیوا از روی لذتی که کل بدنش رو در برگرفته بود مثله کرم وول میخورد و صدای آه و ناله ش لحظه ای قطع نمیشد.
با اولین فشار بیشتر حجم کیرش رو توی کس دختر جا داد و گرما و شدت شهوت توی وجودش زبونه کشید ، به هیچ چیز فکر نمیکرد و تنها درگیریش لمبرای کون هیوا بود که مثل ژله میلرزید ، شاید چند هفته ی پیش توی خواب هم نمیدید این حالت رو با کسی مثله هیوا تجربه کنه . ولی حالا چیزی رو که تو خیال زندگی میکرد شکل واقعیت گرفته بود .
دستش رو به کسش نزدیک کرد و با هر فشار کیر پیمان بیشتر کسش رو مالش میداد ، بیشتر میخواست و احساس میکرد فقط نیاز داره پیمان با شدت و فشار بیشتری توی کسش ضربه بزنه میل شدیدی به مالیده شدن به سکس به گاییده شدن داشت. لب پایینش رو گاز گرفت و دیدن دندونای سفیدش پیمان رو دیوانه میکرد و دیوانه وار کل کیرش رو به سمت جلو هل میداد. هیوا احساس کرد خون با شدت بیشتری توی رگاش جریان پیدا کرده و ذره ذره ی سلولای بدنش این حس لذت رو داشت درک میکرد . چشماشو بستو پشت پیمان رو چنگ زد و با صدای ناله ی کشداری حس کرد خالی شده ، خالی و پوچ
دونفری بی حال روی تخت دراز کشیده بودن صدای زنگ موبایل هیوا یک ثانیم قطع نمیشد ، با بی حوصلگی موبایل رو از روی میز آرایشی که به تخت چسبیده بود برداشت و با دیدن اسم ” همسرم” روی صفحه ی گوشی با بی میلی جواب داد.
الو بهنام جان؟ آره آره آره عزیزم میدونم .. چشم من توراهم ببخشید دیر شد آخه استاد دیر اومد یه کم کلاس طول کشید. فدات شم بای.
تماس رو قطع کرد و به پیمان نگاه کرد توی چشماش حس پیروزی موج زد و با خنده‌گفت : استاد حالا اجازه ی مرخصی میدین؟
مرخصی حواست باشه درساتو نخونی بازم اینجوری تنبیه میشی.
پس فکر کنم باید کلا کتابا و جزوه رو ببوسم بذارم کنار.

کیرشو گذاشت دهنم کون مامانی کیر تو کون آب کیر تو کون کس تپل قهوه ای کس خیس و نمناک کیر لا کون سوراخ لیسی پستون ناز پستون کیر شق کن کس پف کرده منو بکن چیز تو کس مامانی مامان کس میده کس سفید مامانی کیر پسر ,کس مادر مامانی حشری,پسر کیری از هر طرف کیر کیر سواری کس خواهر ,کیر برادر

From:
Date: October 28, 2019





Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *