Download complete video now!

دوس دشت آبمو رو شکمش خالی کنم

0 views
0%

من 25سالم بود و دختر عمه وکیلم 10سال از من بزرگتر بود که مجرده و از نظر ظاهر هم سن خودم نشون میده که چشم و ابرو مشکی و سینه و باسن گرد و
سکسی داره، اون تهران زندگی میکنه و من خوزستان
جریان از اونجا شروع شد که خاطره 1پرونده خوزستان گرفت و هر موقع میومد دنبال پرونده میومد خونه ما و من همه جا باهاش میرفتم و خیلی باهم راحت بودیم اما هیچ وقت جرات نمیکردم بهش پیشنهاد سکس بدم، خوش هم فهمیده بود که بهش نظر دارم و توی صحبتاش گفته بود باکسی دوست نیست که بعدا معلوم شد خاطره 10سال با 1نفر دوست بوده و به اسم ازدواج پردشو زده 1بچه هم انداخته و آخرسر هم ولش کرده، خلاصه سر 1مسئله بین ما بهم خورد جوری که دیگه جواب تلفن منو نمیداد 1سالی همینطور بود تا عروسی خواهرم که با خواهرش و مادرش امدن خونه ما و کدورتا فراموش شد و منو اون دوباره باهم رابطه قویتری برقرار کردیم، 1شب منو اون جلوی تی وی با فاصله خوابیدیم و دست همو گرفته بودیم و دست همو ماساژ میدادیم بهم گفت میخوای مخ منو بزنی؟ نفسم بالا نمیومد، شروع کردم به کس شعر گفتن که رفتارات مثل خودمه… ساعت 4صبح برای اولین بار لپشو بوسیدم و خوابیدیم

فردا عصر همه رفتن بازار ولی اون نرفت
منم گفتم با دوستم میرم بیرون اما موندم خونه، دوباره جلو تی وی دراز کشیدیم و دست همو گرفتیم بعد دلو زدم به دریا گفتم خاطره میخوام 1بوس از لبت بگیرم که اول مقاومت کرد ولی بعد 1هو شروع کرد به خوردن لبام منم سریع خوابیدم روش و سینه هاشو میمالوندم که آه آهش یواش یواش زیاد شد منم دستمو یواش بردم زیر شلوارو شرتش کسشو واسه اولین بار لمس کردم که تازه فهمیدم میگن کس داغ چیه، چند درجه کسش داغتر بود، حسابی لباشو میخوردم و کسشو میمالوندم که اون بی حال شده بود و منم دیگه طاقت نداشتم بهش گفتم پرده داری یانه؟ با اشاره گفت اپنه، گفتم کاندم بیارم( تو ماشین داشتم) چشاش برق زد و گفت: داری؟ گفتم آره

رفتم کاندوم آوردم که دیدم خاطره لخت لخت دراز کشیده منم امدم بین پاهاش و بازشون کردم و بهش گفتم اجازه هست کیرمو بکنم تو کست؟ با بستن چشماش اجازه داد منم با عجله 1تقه تمام کیرمو کردم تو کسش که بعد از آخش یادم افتاد باید یواش یواش میزاشتم تو کسش بعد شروع به تلمبه زدن کردم، باورم نمیشد کس خاطره زیر کیرمه، دستمو گذاشتم رو شونه هاش که موقع تلمه زدن جابجا نشه و وحشیانه میکردمش، جوری که استخون لگنشو حس میکردم اونم از آه و ناله دهنش باز شده بود که گاهی زبونمو مکردم توی دهنش که میمکید، بعد از 15دقه با تمام فشار آبمو خالی کردم و همونچور روش دراز کشیدم

From:
Date: March 13, 2022