<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>خود ارضایی &#8211; سایت سکسی ایرانی SEX0098.COM</title>
	<atom:link href="https://www.sex0098.com/tag/%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d8%b6%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.sex0098.com</link>
	<description>فیلم های سکسی جدید ایرانی و خارجی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 09 Mar 2024 09:16:17 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.7.5</generator>
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">160722668</site>	<item>
		<title>چاق ترین کوسی که کردم  ,چاق ترین کوسی که دیدید</title>
		<link>https://www.sex0098.com/%da%86%d8%a7%d9%82-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85-%da%86%d8%a7%d9%82-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af/</link>
					<comments>https://www.sex0098.com/%da%86%d8%a7%d9%82-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85-%da%86%d8%a7%d9%82-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Mar 2024 09:16:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سکسی پورن ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر خور]]></category>
		<category><![CDATA[آماتور]]></category>
		<category><![CDATA[آماتور حشری]]></category>
		<category><![CDATA[انگشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کوس]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کیر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[پورن ویدئو]]></category>
		<category><![CDATA[تینیجر]]></category>
		<category><![CDATA[تینیجر حشری]]></category>
		<category><![CDATA[جنده ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[خود ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[دختر حشری]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[عجب کوسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم پورن]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کردنی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس ۱۸ ساله]]></category>
		<category><![CDATA[کوس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس باریک]]></category>
		<category><![CDATA[کوس بازی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس بسته]]></category>
		<category><![CDATA[کوس پارتی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس تر و تازه]]></category>
		<category><![CDATA[کوس تنگ]]></category>
		<category><![CDATA[کوس کردنی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس لیسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس نوجوان]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کون لیسی]]></category>
		<category><![CDATA[کیر بازی]]></category>
		<category><![CDATA[کیر بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[کیر سواری]]></category>
		<category><![CDATA[کیر کلفت]]></category>
		<category><![CDATA[کیر گنده]]></category>
		<category><![CDATA[لیس به سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[هند جاب]]></category>
		<category><![CDATA[ویدیو سکس خانگی]]></category>
		<category><![CDATA[ویدیو سکسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://cdn.sex0098.com/?p=5888</guid>

					<description><![CDATA[داستانی كه می خوام براتون تعریف كنم كاملا واقعی هست و برای خود من اتفاق افتاده . من در یكی از شركتهای دولتی كار می كنم كه تو اداره یك منشی خیلی خوشكل كار می كنه . یادمه اولین باری كه دیده بودمش اصلا خجالت می كشیدم تو روش نیگا كنم دیگه چه برسه به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داستانی كه می خوام براتون تعریف كنم كاملا واقعی هست و برای خود من اتفاق افتاده . من در یكی از شركتهای دولتی كار می كنم كه تو اداره یك منشی خیلی خوشكل كار می كنه . یادمه اولین باری كه دیده بودمش اصلا خجالت می كشیدم تو روش نیگا كنم دیگه چه برسه به اینكه… درباره ش فكر كنم . همون ابتدا درباره ش تحقیق كردم بچه ها گفتن كه طلاق گرفته و الان با پدر و مادرش زندگی می كنه . بدجوری تو راگوزم خورده بود . واقعا دوستش داشتم و همش به اون فكر می كردم . مدتها بود تو كفش بودم تا اینكه یه روز بهم زنگ و گفت چند تا عكس منظره می خواد كه پروژه خودش رو تزئین كنه . منم هر چی عكس منظره و گل و گیاه داشتم جمع كردم و گذاشتم كه بهش بدم یه دفعه یه فكر عجیبی به سرم زد دو تا عكس سكسی خیلی قشنگ رو انتخاب كردم و گذاشتم لای اون عكسها . و همه عكسها رو باهم گذاشتم روی یك دیسكت و بهش دادم . هر چند سعی كردم خودم رو عادی نشون بدم نتونستم خیلی ترسیده بودم</h2>
<p>روز بعد اول صبح به بهانه یك كار اداری رفتم اتاقش و بهش سلام كردم اونم خیلی عادی جواب سلام منو داد نمی دونستم عكسها رو دیده یا نه منم سئوال نكردم یعنی نمی شد سئوال كنم . چند روز گذشت و هیچ حرفی از اون عكسها نزد منم موضوع رو فراموش كردم تا اینكه نزدیكهای ظهر دوباره بهم زنگ و گفت كه درباره یه موضوعی می خواد مقاله تهیه می كنه و از من خواهش كرد كه تو اینترنت براش بگردم و پیدا كنم . منم سریع ده دوازده تا مقاله پیدا كردم مرتبشون كردم و بهش دادم خیلی از من تشكر كرد . كم كم بهش نزدیك شدم و روز به روز بیشتر باهم حرف می زدیم . روزی سه چهار بار می رفتم تو اتاقش یا بهش تلفن می كردم و باهاش حرف میزدم . خیلی دلم می خواست بدونم چرا از شوهرش جدا شده ولی می ترسیدم بپرسم.</p>
<p>مدتها گذشت تا اینكه یك روز یكی از بچه ها اداره اومد بهم گفتم كه كیوان همه می دونن تو با این خانم رابطه داری و می بینن كه هر روز چند بار می ری پیشش منم خودم رو زدم به اون راه و گفتم من با هیچكس رابطه ای ندارم . بعد از اینكه فهمیدم همه چیز رو می دونه بهش گفتم ببین من فقط با این خانم حرف می زنم همین . بعضی وقتا كه دلم می گیره زنگ می زنم باهاش صحبت می كنم . گفت می خوام یه چیزی بهت بگم ولی قول بده به كسی نگی منم گفتم باشه نمی گم . گفت این خانم وقتی اومد تو این اداره متاهل بود ولی با یكی از كارمندهای اینجا رابطه نامشروع داشته وقتی هم كه شوهرش فهمید اونو طلاق داد . بعد از طلاقش هم چند بار گفتن كه با مردها رابطه داره . من كه اصلا حرفهاش رو باور نمی كردم بهش گفتم اینها همش دروغه اون خانم خیلی پاك و محجوب هست و اینها همش شایعه هست . من نمی دونم چرا از شوهرش طلاق گرفته ولی می دونم كه اینكاره نیست . گفت تو خیلی ساده هستی و همه چیز رو با چشم خودت می بینی بعدش گفت اصلا یه چیزی خودت یه روز كه اینجا خلوت شد برو تو اتاقش و در رو قفل كنم ببین اون چیكار می كنه . آن شب تا نصفه های شب همش به این فكر می كردم كه آیا اون واقعا</p>
<p>روز بعد تصمیم گرفته بودم كه بهش تلفن كنم و همه چیز رو بهش بگم . اول صبح بهش تلفن كردم و گفتم می خوام درباره یه موضوع مهمی باهات صحبت كنم گفت خوب بگو گفتم تلفنی نمیشه وقتی اداره خلوت شد و رئیس رفته تو اداره نبود می یام اتاقت و بهت می گم گفت باشه . نزدیكهای ظهر بود بهم زنگ و گفت رئیس نیست می تونی بیای منم سریع بلند شدم رفتم تو اتاقش و در رو قفل كردم . بهم گفت چرا در رو قفل كردی ؟ گفتم نمی خوام وسط حرفها كسی بیاد داخل . تو چرا از شوهرت جدا شدی ؟ گفت همینو می خواستی بپرسی از صبح تا حالا دلم هزار راه رفت گفتم آره همینو می خواستم بپرسم . گفت شوهرم معتاد بود و هر كاری كردم ترك نمی كرد . گفتم تو خواستی ازش جدا بشی یا اون خواست گفت نه من خواستم . وسط حرفهاش بلند شدم و رفتم روی میز پیشش نشستم دستم رو گذاشتم روی سرش و آروم صورتش رو بوسیدم یه دفعه دلم ریخت ولی اون هیچ عكس العملی نشون نداد . منم پر رو شدم و دوباره بوسش كردم . خودش رو عقب كشید و گفت خوب دیگه بلند شو برو الان همه می فهمن تو اینجا هستی گفتم خوب بفهمن . بلند شد در رو باز كرد منم مجبور شدم برم بیرون .</p>
<h3>تا نصفه های شب خوابم نمی برد و همش به صحنه امروز فكر می كردم با خودم گفتم كه واقعا اینكاره نیست چجوری منو راه داد تو اتاقش اجازه داد كه در رو قفل كنم .<br />
روز بعد دوباره بهش تلفن كردم و گفتم میشه امروز هم بیام اتاقت؟ گفت برای چی ؟ گفتم همین جوری بشینیم باهم حرف بزنیم گفت باشه اگه خلوت شد بهت زنگ می زنم . دو ساعت بعدش زنگ زد و گفت رئیس نیست می تونی بیای اینجا منم از خدا خواسته دویدم رفتم اتاقش و در رو قفل كردم . مستقیم رفتم پشت میزش بوسش كردم و بهش سلام كردم . بهم گفت خیلی شجاع شدی روز اول خجالت می كشیدی سلام كنی ولی حالا … منم تودلم گفتم كجاشو دیدی . آروم دست كردم مقنعه اش رو كشیدم گفت چیكار می كنی دیووونه گفتم هیچی می خوام موهات رو ببینم . موهای طلایی و گردن بلوری سفیدی داشت زیر گردنش رو نیگا كردم سینه اش مثل پنجه آفتاب سفید بود . بهم گفت خوب دیدی حالا مقعنه ام رو بده گفتم نمی دم . صورتم رو بردم جلو و لبهاش رو بوس كردم . دستام رو گذاشتم دور كمرش و محكم بغلش كردم بهش گفتم دوستت دارم . گفت دیووونه می دونی اگه كسی بفهمه چی میشه ؟ گفتم نترس هیچكس نمی فهمه . لبام رو گذاشتم رو لباش و محكم مك زدم . بعد از چند لحظه اونم شروع كردم مك زدن . مثل تشنه ها لبام رو مك می زد . دست كردم دكمه های مانتوش رو باز می كردم و لباش رو مك می زدم . مانتوش رو در آوردم . وای چی داشتم می دیدم … بدنش مثل لامپ مهتابی سفید بود یه كرست و شورت فیروزه ای پوشیده بود داشتم دیوونه می شدم . كیرم داشت شلوارم رو سوراخ می كرد دست گذاشتم رو شورتش از رو شورت كسش رو می مالیدم لباش رو می خوردم . گفت خوب واستا منم در لباسات رو در بیارم كمكش كردم و سه سوت لباسام رو در آوردم .كیر شق شده ام رو از رو شورت دید گفت اوووه چقد بهش فشار اومده . گفتم می شه یه خورده بخوری ؟ گفت چیو بخورم ؟ بهش گفتم كیرم … اون گفت نهههه خوشم نمی یاد یه خورده كه اصرار كردم قبول كرد . یه جوری می خورد انگار صد ساله كارش همینه . دقیقا حركاتش مثل فیلمها بود . اول همشو می كرد تو دهنش بعد تند تند عقب و جلو می كرد یا زیرش رو زبون می كشید . دیگه مطمئن شده بودم كه من در موردش اشتباه می كردم . بهش گفتم رو میز دولا شو می خوام بكنم . روی میز خوابید طوری كه پاهاش رو زمین بود من رفتم عقب اول یه خورده با دست مالیدم كیرم رو گذاشتم لای پاش و مالیدم به كسش . آه و ناله ش بلند شده بود گفت زود باش بكن تو زود باش دیگه … منم كیرم رو محكم فشار دادم تو كسش یه دفعه داد زد آه آه من دستم رو گذاشته بودم رو كونش و عقب و جلو می كردم . كیرم رو كشیدم بیرون دوباره محكم فشار دادم داخل و شروع كردم به تملبه زدن . بعد بهش گفتم بكنم تو كونت ؟ گفت نه اصلا خوشم نمی یاد اگه اینكار رو بكنی دیگه اصلا باهات حرف نمی زنم . منم همینجوری تو كسش عقب و جلو می كردم یه دفعه كیرم رو تا ته كردم تو كسش و روش خوابیدم آبم رو تا ته ریختم تو كسش یه خورده از پشت سینه هاش رو گرفتم مالیدم و بلند شدم . دوباره لباش رو بوسیدم بهش گفتم نمی ترسی حامله بشی ؟ گفت نه بابا مطمئن باش نمی شم</h3>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.sex0098.com/%da%86%d8%a7%d9%82-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85-%da%86%d8%a7%d9%82-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">6964</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دختران خوش سکس ایرانی</title>
		<link>https://www.sex0098.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://www.sex0098.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Mar 2024 09:16:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سکسی پورن ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کوس]]></category>
		<category><![CDATA[آماتور]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم آب کوس]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[پورن ویدئو]]></category>
		<category><![CDATA[تینیجر]]></category>
		<category><![CDATA[تینیجر حشری]]></category>
		<category><![CDATA[جنده ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشر]]></category>
		<category><![CDATA[خود ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[شهوت]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم پورن]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس تر و تازه]]></category>
		<category><![CDATA[کوس نوجوان]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژ]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژ چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژ سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژ کوس]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژ کوس و کون]]></category>
		<category><![CDATA[ویدیو سکسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://cdn.sex0098.com/?p=2524</guid>

					<description><![CDATA[دختر سکسی ایرانی و ویدیو کلیپهای سکسی دختر زیبا و حشری ایرانی]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دختر سکسی ایرانی و ویدیو کلیپهای سکسی دختر زیبا و حشری ایرانی </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.sex0098.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">4919</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ممه هات خیلی حشریم کرده ولی چرا دول داری</title>
		<link>https://www.sex0098.com/%d9%85%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%88%d9%84%db%8c-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d9%88%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://www.sex0098.com/%d9%85%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%88%d9%84%db%8c-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d9%88%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Mar 2024 09:16:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سکسی پورن ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[آماتور]]></category>
		<category><![CDATA[آنال]]></category>
		<category><![CDATA[آنال دردناک]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کوس]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کیر]]></category>
		<category><![CDATA[پستون]]></category>
		<category><![CDATA[پستون آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن ویدئو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشر]]></category>
		<category><![CDATA[خود ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[سکس مقعدی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[شهوت]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم پورن]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس بازی]]></category>
		<category><![CDATA[کون کردنی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کون لیسی]]></category>
		<category><![CDATA[کیر بازی]]></category>
		<category><![CDATA[کیر بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[کیر سواری]]></category>
		<category><![CDATA[کیر کلفت]]></category>
		<category><![CDATA[کیر گنده]]></category>
		<category><![CDATA[لیس به سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژ سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژ کس و کون]]></category>
		<category><![CDATA[مقعد]]></category>
		<category><![CDATA[ممه]]></category>
		<category><![CDATA[ممه ۸۵]]></category>
		<category><![CDATA[ممه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[ممه ناز]]></category>
		<category><![CDATA[نوک ممه]]></category>
		<category><![CDATA[هند جاب]]></category>
		<category><![CDATA[ویدیو سکسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://cdn.sex0098.com/?p=2529</guid>

					<description><![CDATA[چشمهای حشری با ممه های زیبای پستانهای دوست داشتنی و دودول زیبای خفته]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چشمهای حشری با ممه های زیبای پستانهای دوست داشتنی و دودول زیبای خفته </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.sex0098.com/%d9%85%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%88%d9%84%db%8c-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d9%88%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">4924</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دختر حشری شیرازی بازی میکنه با کوس اش</title>
		<link>https://www.sex0098.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%b3-%d8%a7%d8%b4/</link>
					<comments>https://www.sex0098.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%b3-%d8%a7%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Mar 2024 00:34:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سکسی پورن ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کوس]]></category>
		<category><![CDATA[پورن ویدئو]]></category>
		<category><![CDATA[تینیجر]]></category>
		<category><![CDATA[تینیجر حشری]]></category>
		<category><![CDATA[جنده ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشر]]></category>
		<category><![CDATA[خود ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[شهوت]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم پورن]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس بازی]]></category>
		<category><![CDATA[هند جاب]]></category>
		<category><![CDATA[ویدیو سکسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://cdn.sex0098.com/?p=2385</guid>

					<description><![CDATA[تینیجر حشری شیرازی لخت شده داره با کوس اش بازی میکنه کوس نازی هم داره خیس خیس شده]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تینیجر حشری شیرازی لخت شده داره با کوس اش بازی میکنه کوس نازی هم داره خیس خیس شده </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.sex0098.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%b3-%d8%a7%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">4813</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس استاد با دانشجوی زبان بعد از کلاس</title>
		<link>https://www.sex0098.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3/</link>
					<comments>https://www.sex0098.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Mar 2024 00:27:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سکسی پورن ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر خور]]></category>
		<category><![CDATA[انگشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کوس]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کیر]]></category>
		<category><![CDATA[پستون]]></category>
		<category><![CDATA[پستون آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[جنده ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[خود ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[سافت کور]]></category>
		<category><![CDATA[سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[سکس لطیف]]></category>
		<category><![CDATA[سکس نرم]]></category>
		<category><![CDATA[عجب کوسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کس ۱۸ ساله]]></category>
		<category><![CDATA[کوس آب کیری]]></category>
		<category><![CDATA[کوس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس باریک]]></category>
		<category><![CDATA[کوس بازی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس بسته]]></category>
		<category><![CDATA[کوس پارتی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس تر و تازه]]></category>
		<category><![CDATA[کوس تشنه]]></category>
		<category><![CDATA[کوس تنگ]]></category>
		<category><![CDATA[کوس خیس]]></category>
		<category><![CDATA[کوس داغ]]></category>
		<category><![CDATA[کوس کردنی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس لیسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس مالی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس نوجوان]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کون لیسی]]></category>
		<category><![CDATA[کیر بازی]]></category>
		<category><![CDATA[لیس به سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[ممه]]></category>
		<category><![CDATA[ممه ۸۵]]></category>
		<category><![CDATA[ممه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[ممه ناز]]></category>
		<category><![CDATA[نوک ممه]]></category>
		<category><![CDATA[هند جاب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://cdn.sex0098.com/?p=4493</guid>

					<description><![CDATA[دیدم داره شلوارش هم در میاره منم زود شلواركم در اوردم افتادم روش میخوام یه كاری كنم كلی حال كنی با دست از روی شرت كسش مالیدن رفته بود توی اسمون از بغل دستم بوردم توی شرت در سوراخ كسش شروع كردم زبونش میخوردم اونم یهو كیرم گرفت سوتینشو باز كردم شروع كردم ب خوردن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دیدم داره شلوارش هم در میاره منم زود شلواركم در اوردم افتادم روش</h2>
<p> میخوام یه كاری كنم كلی حال كنی با دست از روی شرت كسش مالیدن رفته بود توی اسمون از بغل دستم بوردم توی شرت در سوراخ كسش شروع كردم زبونش میخوردم اونم یهو كیرم گرفت </p>
<h3>سوتینشو باز كردم شروع كردم ب خوردن وای چقدر سففت خوب بود </h3>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.sex0098.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">6184</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دختر حشری ایرانی با ممه های نانازی</title>
		<link>https://www.sex0098.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b2%db%8c/</link>
					<comments>https://www.sex0098.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b2%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Mar 2022 00:46:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سکسی پورن ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون]]></category>
		<category><![CDATA[پستون آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن ویدئو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[خود ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[زن چاق حشری]]></category>
		<category><![CDATA[زن حشری]]></category>
		<category><![CDATA[سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[عجب کوسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم پورن]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس پارتی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس کردنی]]></category>
		<category><![CDATA[ممه]]></category>
		<category><![CDATA[ممه ۸۵]]></category>
		<category><![CDATA[ممه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[ممه ناز]]></category>
		<category><![CDATA[نوک ممه]]></category>
		<category><![CDATA[نوک ممه پفکی]]></category>
		<category><![CDATA[ویدیو سکس خانگی]]></category>
		<category><![CDATA[ویدیو سکسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://cdn.sex0098.com/?p=6368</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i1.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/KGCnkfgNoaPQuT2-xvh05Q/018/357/740/v2/1280x720.216.jpg?w=320&amp;resize=320,180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="دختر حشری ایرانی با ممه های نانازی" title="دختر حشری ایرانی با ممه های نانازی" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>زمانی ک من 19 سالم بود من قیافه متوسطی دارم ن زیادی خوشگلم ن زیادی زشت متوسط رو به خوبم پدر مادرم وقتی 14 سالم بود از هم جدا شدن من با مادرم زندگی میکنم يه برادرم دارم که از خودم کوچیک تره بگذریم… چون مادرم مجرده دوستایه مطلقه زیادی داره اون دوستاشم زیاد خونه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i1.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/KGCnkfgNoaPQuT2-xvh05Q/018/357/740/v2/1280x720.216.jpg?w=320&amp;resize=320,180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="دختر حشری ایرانی با ممه های نانازی" title="دختر حشری ایرانی با ممه های نانازی" decoding="async" /></p><h2> زمانی ک من 19 سالم بود من قیافه متوسطی دارم ن زیادی خوشگلم ن زیادی زشت متوسط رو به خوبم پدر مادرم وقتی 14 سالم بود از هم جدا شدن من با مادرم زندگی میکنم يه برادرم دارم که از خودم کوچیک تره بگذریم…<br />
چون مادرم مجرده دوستایه مطلقه زیادی داره اون دوستاشم زیاد خونه ما میان که منم تو کفه چنتاشون هستم ک تا الان 2 تاشونو کردم که اگه از این خوشتون اومد اون یکی هم واستون تعریف میکنم.<br />
دو سه روز مونده بود به عید 92 منم میخواستم واسه دوس دخترم کیف بخرم واسه همین به مامانم گفتم که بام بیاد خلاصه رفتیم تو بازار ک ميرفتيم مادرم وايساد با یکی حالو احوال میکرد (اینم بگم من تو یکی از شهر هایه شمالی زندگی میکنم واسه همین اکثر آدما هم ديگرو میشناسن)منم توجه جلب شد يه زنه ميانسال بود با یه دختر 21،22 ساله با یه بچه کوچیک 3،4 ساله خلاصه صحبتاشون تموم شد منم کیفو گرفتم رفتم به دوس دخترم دادمو اومدم خونه داشتم واسه خودم قلیون میکشیدم ک مامانم با همون دختره اومدن خونه(اسم دختره سمانه بود وقتی ک 16 سالش بود ازدواج کرده بودو اون دختر کوچیکه هم دختر این بود بعدا اینارو فهمیدم) از سمانه واستون بگم قدش 167،8 بود حدودا وزنشو نمیدونم سایزه سینشم 75 بود کلا سکسی بود من باش حال میکردم خلاصه اومدنو سمانه شروع کرد به شوخی منم باش شوخی میکردم نشت یکم قلیون کشید رفت</p>
<p>گذشت تا روزه 2،3 عید بود ک دیدم مامانم با سمانه اومد خونه برادرم رفته بود پیش مادر بزرگم کلا خونه نيومد تا آخر عید اومدن خونه قرار بود شب بمونه خلاصه شام خوردیمو منم بش گفتم اگه حوصله داری بریم فیلم نگاه کنیم اونم اومدو نشستیم پایه فیلم منم چون ادبو رعایت کنم از رو صندلی اومدم پایین نشستم پایین پیش او با فاصله کم فیلمم خنده دار بود یادم نیست چی بود فکر کنم پارانورمن بود انیمیشن خلاصه کلی خنديدم در حین خندیدن منو میزد کم داشت خل و چل</h2>
<p>فیلم تموم شد رفت تو اتاقه مامانم خوابیدو منم خوابیدم روزه بعدم عادی گذشت شب دوباره بعد شام بش گفتم بریم فیلم ببینیم ک اونم مخالفت نکردو رفتیم البته ننم یکم غر زد ک برین بخوابینو از آین حرفا منم توجه نکردمو رفتیم فیلم دیدیم وسطایه فیلم بود بش نزدیک تر شدم کلا شونه ب شونه بودیم سرشو با دست حل دادم سمت شونم اونم هیچی نگفتو سرشو گذاشت رو شونم منم روم بیشتر شد دستشو گرفتمو ناز میکردم اونم هم کاری میکرد ک منم دیگه پرو شدمو برگشتم سمته صورتشو لبامو گذاشتم رو لباش اونم مثله این ک منتظر بود شروع کرد ب خوردن لبامو ولی یهو ول کرد انگار ک تازه خجالت کشید منم دوباره سرمو بردم شروع کردم ب لب خوردن دستم بردم رو سینشو شروع کردم ب مالیدن سینش ی چند دیقه اینکارو کردم تا گفت بسه منم ول کردم اونم بلند شد رفت پیش مامانمو خوابید فرداش مامانم قرعه کشی داشت صبح بلند شد ک بره سمانه هم گفت میره خونه منم وقتی مامانم حواسش نبود بش شماره دادم اونم تک انداخت مامانم رفتو منم ب سمانه اس دادمو چون تو حالو هوا دیشب بودم بش گفتم حالا ک مامانم نیست بیا اونم گفت ن مامانت میفهمه زشته ولی انقد رفتم رو مخش ک قبول کرد بیاد منم رفتم حمومو ی حالی ب کیرم دادمو اومدم اسپری تاخیری زدم منتظر موندم تا بياد بش اس دادم ک دیدم باز ناز میکنه منم اعصابم تخمی شد بش گفتم نمیخواد بیایو دیگه بت اس نمیدم از این جور کس شرا ک دیدم زنگ خونه ب صدا در اومد دیدم سمانه اومده همین ک اومد دمه در شروع کردم ب لب گرفتن بعدش کف همون حال خوابوندمش عین این کس ندیده ها داشتم لب میگرفتم ازش ک بعد چند دیقه گفت بریم تو اتاق بغلش کردم بردمش تو اتاق اونجا مانتو شو در اوردم دوباره لب میگرفتم ازش اونم لامصب یجوری لب میخورد ک کیرم داشت میترکید پیراهنمو در اوردم اون فقط مانتوشو در آورده بود منم دست انداختم زیر پیراهنش شروع کردم از رو کرست سینشو مالوندن هم زمانم لب میگرفتم بعد پیراهنشو دادم بالا سینه چپشو در اوردم شروع کردم ب خوردن نوکش اونم اووم اووووم میکرد ی چند دیقه سینشو خوردم بعد کلا پیراهنو کرستشو در اوردم داشتم با سینه هاش ور میرفتمو گاهی هم لب میگرفتم بعد چند دیقه دست کردم دکمه شلوارشو باز کنم ک گفت فرهاد داری چیکار میکنی منم گفتم خاله بازی اونم خندیدو منم شلوارشو تا رو زانوهاش کشیدم پایین شورتشم همین طور شروع کردم با دست با کسش ور رفتن انگشتمو کردم تو یکم ور رفتم کلمو بردم سمته کسش واسه لیسیدن زبونمو زدم بش اصلا حال نکردم طعمه تخمی داشت بلند شدم شلوارمو شرتمو در اوردم شلواره اونم کامل در اوردم کیرمو بردم سمتش گفتم بخور گفت ن بدم مياد منم بیخیال شدم رفتم لا پاش اونم طاق باز شدم منم خشک خشک کردم تو اونم ی ای گفتو منم شروع کردم ب تلمبه زدن خم شدم روش سینشم میخوردم اونم فقط اووووم اووووم میکرد لال بود مادر جنده منم داشتم تلمبه ميزدم ی چند دیقه تلمبه زدم کسه گشادی داشت اصلا حال نمیکردم بعد بش گفتم سگی شو اونم سگی شدو منم از پشت گذاشتم تو کسش بازم شروع کردم ب تلمبه زدن اومدم کونشو انگشت کنم ک دیدم دستشو گذاشت رو دستم ب نشانه مخالفت منم بش چیزی نگفتم ب امید این ک ی دفعه ديگه میکنم بعد چند دیقه بش گفتم بلند شو دستو بذار رو کمد سر پا بکنمت<br />
اونم قبول کرد </p>
<h3>منم رفتم پشتشو یکم دمه کسش مالیدم کیرمو اونم هیچی نمیگفت منم کردم تو داشتم تلمبه ميزدم ب خودمم لعنت ميفرستادم ک چرا اسپری تاخیری زدم دیدم ن انگار این آب بیا نیست بش گفتم آبم نمیاد بذار از كون بکنم ک اونم کیرمو در آورد گفت ن ازم فاصله گرفتو نشست منم ک دیگه جوش آورده بودم تو دلم گفتم کسه خوارش بزور خوابوندمش بعدش ی دستمو گذاشتم پشتش با ی دستمم کیرمو گرفتم با سوراخ کونش تنظیم کردمو کردم تو بدونه هیچ مکثی فشار. دادم تا تهش اونم شروع کرد ب گریه کردن منم عین خیالم نبود شروع کردم به تلمبه زدن کون تنگی داشت ن این ک بگم قبلا نداده بودا ن ولی تنگیش رو حفظ کرده بود تازه داشتم حال میکردم يه 10 دیقه تو کونش کردم ک دیدم اونم لال شده بود کم کم احساس کردم داره آبم میاد سرعتو بیشتر کردمو همه آبمو خالی کردم تو کونش خوابیدم روش اونم بعد چند ثانیه بلند شد رفت دستشویی منم همینجوری بیحال اوفتاده بودم یک ساعت گذشته بود از زمان اومدنش ب خودم گفتم دیگه نباید اسپری بزنم تو فکر خودم بودم ک دیدم از دستشویی اومد بیرون لباسشو برداشت رفت تو حال لباس عوض کرد بدونه خداحافظی رفت منم ک کیرم نبود بلند شدم رفتم حموم بعدشم دیگه خونمون نيومد</h3>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.sex0098.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b2%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/KGCnkfgNoaPQuT2-xvh05Q/018/357/740/v2/1280x720.216.jpg?ssl=1" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">7051</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اندام درشت و سکسی با شورت زیر باسن</title>
		<link>https://www.sex0098.com/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1%d8%b4%d8%aa-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d9%86/</link>
					<comments>https://www.sex0098.com/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1%d8%b4%d8%aa-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Feb 2022 21:19:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سکسی پورن خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر پاشی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر پاشی رو صورت]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر رو صورت]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشت]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کوس]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کیر]]></category>
		<category><![CDATA[پستون]]></category>
		<category><![CDATA[پستون آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن استار]]></category>
		<category><![CDATA[پورن ویدئو]]></category>
		<category><![CDATA[تخم لیسی]]></category>
		<category><![CDATA[جنون کیر]]></category>
		<category><![CDATA[خود ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[ساک]]></category>
		<category><![CDATA[ساک زنی]]></category>
		<category><![CDATA[سکس از نمای نزدیک]]></category>
		<category><![CDATA[صورت آب کیری]]></category>
		<category><![CDATA[عجب کوسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم پورن]]></category>
		<category><![CDATA[کوس بازی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس پارتی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس کردنی]]></category>
		<category><![CDATA[کیر بازی]]></category>
		<category><![CDATA[کیر بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[کیر تو حلق]]></category>
		<category><![CDATA[کیر خواه]]></category>
		<category><![CDATA[کیر خوری]]></category>
		<category><![CDATA[کیر سواری]]></category>
		<category><![CDATA[کیر کلفت]]></category>
		<category><![CDATA[کیر گنده]]></category>
		<category><![CDATA[ممه]]></category>
		<category><![CDATA[ممه ۸۵]]></category>
		<category><![CDATA[ممه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[ممه ناز]]></category>
		<category><![CDATA[نمای نزدیک]]></category>
		<category><![CDATA[نوک ممه]]></category>
		<category><![CDATA[نوک ممه پفکی]]></category>
		<category><![CDATA[هند جاب]]></category>
		<category><![CDATA[ویدیو سکسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://cdn.sex0098.com/?p=5889</guid>

					<description><![CDATA[سلام من مجتبي 23 ساله هستم داستان از اونجايي شروع شد که بابام واسه فروشگاه لباس فروشيش يه منشي استخدام کرده بود من که با خبر شدم رفتم فروشگاه که ديدم يه دختر 25/26 ساله (اخه بابام گفته بود مجرده)با قد 175 و هيکل ناناز حالا بذاريد از خودم بگم قدم 186 وزنم 85 چهرمم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سلام من مجتبي 23 ساله هستم<br />
داستان از اونجايي شروع شد که بابام واسه فروشگاه لباس فروشيش يه منشي استخدام کرده بود<br />
من که با خبر شدم رفتم فروشگاه که ديدم يه دختر 25/26 ساله (اخه بابام گفته بود مجرده)با قد 175 و هيکل ناناز<br />
حالا بذاريد از خودم بگم قدم 186 وزنم 85 چهرمم نسبتا خوبه فقط به خاطر بينيم که 2/3بار تو دعوا شکسته بود يکم عصبي نشون ميداد که هرکي بام جور ميشد اينو بم ميگفت هيکلمم 7 بود<br />
با ديدمش کلي خوشحال شدم که يکي پيدا شد که وقتي بيکارم باهاش بلاسم شايدم اگه شد مخشو بزنم ولي نگو خانم خودش واسه من نقشه کشيده بود چون بابام از من کولي تعريف کرده بود اينو بعدا زهرا بهم گفت<br />
يه 2/3 روزي گذشته بود که من تو مغازه داشتم با زهرا ميلاسيدم که بحس به دوست دختر کشيد و زهرا از من پرسيد که داري يا نه منم خودمو زدم به مظلوميت که زهرا گفت الهي فدات شم خيلي هم دل اين دخترا بخوتد که من تا حدودي واسه اين حرفش قفل کرده بودم که شروع به ادامه صحبت کرن کرديم که تو بحث خيلي راحت از سکس پرسيد که ايا سکس داشتي ؟ منم واسه اينکه کم نيارم گفتم تا دلت بخواد تو چي ؟ که اونم در عين ناباوري بم گفت اره چندباري داشتم به من گفت که ولي ديگه به پسرا اعتماد ندارم منم گفتم که لابد بت خيانت کردن گفت اره منم ديگه شکم واسه اينکه زهرا ميخواره داشت برطرف ميشد که<br />
گفت نامرد پردمو زد که ديگه کير راست کردم بکنمش<br />
گفتم چه ادمو اشغالي بود که پردتو زد و تنهات گذاشت که ديدم داره اشک ميريزه که من دستشو گرفتم که ديدم اونم منو بغل کردو بوسيد گفت مجتبي خيلي از لحاظ روحي به همصحبت نياز داشتم منم گفتم از اين به بعد هر مشکلي داشتي با مندر مييون بزار که ديدم لبشو نزديکه لبم کردو بوسيد وبعد ازم تشکر کرد<br />
منم بعد اومدن 2/3تا مشتري مغازه رو ترک کردم و رفتم يه دوري تو شهر بزنم ولي دلم مغازه بود<br />
خلاصه غروب که شد رفتم واسه حساب کتاب (اخه بابامينا رفته بودن مسافرت)که زهرا خيلي گرم با من برخورد ميکرد خلاصه حسابرو به هزار زحمت کردمو قرار شد که برسونمش که گفتم که اول بريم شام بوخوريم اخه من خونه تنهامو حوصله اشپزي رو ندارم وتونم قبول کرد رفتيم شامو خورديمو تو اين فاصله کلي با خوصوصيات هم اشنا شديم که من احساس کردم تن صداي زهرا موقعه صحبت در مورد دوست پسرش عوض ميشه که بي خيال شدم و سوار ماشين شديمو رفتم به ادرسي که داد ديدم يه کوچه خلوت و تاريک با تعجب پرسيدم شما اينجا زندگي ميکنيد که حرفم تموم نشده بود که گفت نه خره امديم اينجا که ببوسمت بعد پياده برم کوچه بالايي که داداشم نبينتت که لبشو گذاشت رو لبم منم ايندفعه پروتر شدمو دستمو به سينههاش زدمو لبشو خوردم که اونم کيره منو ميماليد بعد 5 دقيقه از هم جدا شديم و اون پياده شدو رفت که من ازش شمارشو گرفتم و شب باش لس بازي کردم که با هم قرار گذاشتيم فردا تو مغازه يا ظهر موقعه ناهار بريم خونه ما تا سکس کنيم که تا صبحش نخوابيدم اخه خوب چيزي بود</h2>
<p>خلاصه صبح شد رفتم مغازه يادمه 5شنبه بودساعت 9 بود که زهرا اومد و باهم دست و حوال احوالپرسي که زهرا گفت تا صبح نخوابيده پرسيدم چرا ؟ گفت دوست داشتم پيش تو بودم (به قول خودمون حشرش زده بود بالا) که من بش گفتم الهي فدات شم چرا ديشب اس ندادي که اينجوريه<br />
خلاصه با اين کس شرا سرتونو درد نيارم<br />
ظهر شد مغازه رو بستيم و رفتيم خونه ما نهارم تو راه خونه خورديم<br />
وارد خونه شديم که زهرا سريع منو بغل کردو شروع کرد لب دادن و خوردن 7/8 دقيقه لب تو لب بوديم که سريع شلوارو شرتمو کشيد پايين که با ديدن کيرم خشکش زد 23سانتي ميشد يکم با دست ماليد بعد کم کم کرد تو دهنش و خورد منم تيشرتمو در اوردم<br />
انقدر خوب ساک ميزد که داشتم اوج لذت رو ميبردم کم مونده بود که ابم بياد که خودش کيرمو بوسيدو واستاد جولوم منم سريع دست به کار شدم و لختش کردم از سر تا پاشو ليسيدم به سينه هاش که رسيدم اه اه ميکرد کم کم رفتم شکمش و خوردم که گفت قلقلکم مياد منم رفتم سمت کسش که حسابي خيس بود<br />
شروع کردم به خوردن که صداي اههه اهههاش کل فضاي خونه رو پر کرده بود کهاون به اوج لذت رسيده بودو ارضا شده بود ولي من هنوز خيلي کار داشتم واسه همين کيرمو به دم سوراخه کسش ميماليدم که حال زهرا رو کم ذکم داشت جا مي اورد</p>
<h3>منم تا نسف فروع کردم و کشيدم بيرون چند باري اين کارو کردم که ديدم هي ميگه بکن داخل اون لامسبرو منم کردم تو که يه جيغ محيب کشيد که شانس اوردم کر نشدم که ديدم بازم ارضا شده منم کيرم داخل بود و داشتم يواش يواش بازيش ميدادم که حالش جا بياد اينبار زياد طول نکشيد و به حالت عادي رسيده بود منم که کيرم خوب جا باز کرده بود داشتم تلمبه ميزدم که بعد 7/8 دقيقه برگردوندمشو به حالت سگي از عقب ردم تو کسش که معلوم بود داره حسابي حال ميکنه که ديدم دارم ارضا ميشم گفتم کجا خالي کنم اونم گفت بريز تو کسم منم تا اخرين قطره ريختم تو کسش اونم همزمان با من به ارگاسم رسيدو دوتامون بيحال رو هم افتاده بوديم که ساعت 7 بود از خواب بيدار شدم و اونم بيدار کردم تا ساعتو ديد گفت مغازه يادمون رفت که گفتم عيبي نداره و رفتيم حمام و تو حمومم يه ذست کردمش بازم ابمو ريختم تو کسش<br />
ازش پرسيدم حامله نشي گفت از وقتي دوست پسرش پردشو زده همش از قرص ضدبارداري استفاده ميکنه<br />
خلاصه بعد 3/4 ماهي که تو مغازمون کار ميکرد منم 60/70 باري کرده بودمش که بابام از مغازه اخراجش کرد و منم ديگه طرفش نرفتم که تا 2هفته پيش بش زنگ زدم که ببينم در چه حاله (بياد بکنمش)که گفت نامزد کرده و ديگه هم نديدمش</h3>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.sex0098.com/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1%d8%b4%d8%aa-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">6965</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خانم معلم حشری بعد از کلاس لایو لخت میره</title>
		<link>https://www.sex0098.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%88-%d9%84%d8%ae%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://www.sex0098.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%88-%d9%84%d8%ae%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Feb 2022 21:18:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سکسی پورن ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کوس]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کیر]]></category>
		<category><![CDATA[پورن ویدئو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[خود ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[عجب کوسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم پورن]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس بازی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس پارتی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس جا افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[کوس کردنی]]></category>
		<category><![CDATA[کیر بازی]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میلف حشری]]></category>
		<category><![CDATA[هند جاب]]></category>
		<category><![CDATA[ویدیو سکس خانگی]]></category>
		<category><![CDATA[ویدیو سکسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://cdn.sex0098.com/?p=5887</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i1.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/V9WchVjcSL54ZmgcDn0KWA/021/260/130/1280x720.2.jpg?w=320&amp;resize=320,180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="خانم معلم حشری بعد از کلاس لایو لخت میره" title="خانم معلم حشری بعد از کلاس لایو لخت میره" decoding="async" /></p>داستانی رو که میخوام واستون بگم عین واقعیته و مربوط میشه به سال گذشته. من 26 سالمه و یه شرکت دارم که توش 35 نفر پرسنل مشغول کارند که 8 تاشون دخترن. و من معمولا دخترای خوب و آراسته ای رو انتخاب میکنم که بعضیاشون حدود 3 سال سابقه هم دارند. در اتاق کناری من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i1.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/V9WchVjcSL54ZmgcDn0KWA/021/260/130/1280x720.2.jpg?w=320&amp;resize=320,180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="خانم معلم حشری بعد از کلاس لایو لخت میره" title="خانم معلم حشری بعد از کلاس لایو لخت میره" decoding="async" loading="lazy" /></p><h2>داستانی رو که میخوام واستون بگم عین واقعیته و مربوط میشه به سال گذشته. من 26 سالمه و یه شرکت دارم که توش 35 نفر پرسنل مشغول کارند که 8 تاشون دخترن. و من معمولا دخترای خوب و آراسته ای رو انتخاب میکنم که بعضیاشون حدود 3 سال سابقه هم دارند.<br />
در اتاق کناری من اپراتور کامپیوتر هستند و این هم بگم که من زیاد به مسائل جنسی اهمیت نمیدادم. و آنقدر سرگرم گرفتاریهای خودم هستم که واسم اینا مهم نبود. تا اینکه یه روز از طریق نگهبانی به من اعلام کردند که یکی از مشتریهای طرف قرارداد ما برای یکی دو تا از خانوما مزاحمت ایجاد میکنه. و من اهمیت ندادم تا اینکه یک روز خانمی با همراه من تماس گرفت و گفتند که من همسر یکی از مشتریهای شما بنام آقای… هستم. و با ناراحتی درخواست کرد که چند دقیقه وقتم رو به ایشون بدم. منم گوش کردم. و ایشون به من گفت که پی برده که شوهرش چند وقتیه با یکی از منشیهای شرکتم رابطه برقرار کرده و با ارائه نشونیهایی که صحت گفته هاش رو نشون میداد از من خواست که جلوی همسرش و اون دختر رو بگیرم.<br />
منم طبق شواهدی که این خانم ارائه داد مطمئن شدم و تصمیم گرفتم این موضوع رو بررسی کنم. تا اینکه یک روز اطلاع دادن همون آقا که دوست نزدیک من هم بودند منتظر منه. و من هم دوربین مدار بسته مربوط به اتاق منشیها رو روشن کردم دیدم چه بگو و بخندی انداختند راه. پس واقعیت داشت !. صدای دوربین هم فعال کردم و از حرفهایی که رد و بدل میشد میشد پی بردم که منشی ما خودش خیلی پا میده و… ( آره) در مورد منشیم بگم یه دختر زیبا حدود 20 سال سن داره. خوش هیکل. قد بلند. با سینه های واقعا درشت ! ( اینو از مانتوی چسبونش میشد فهمید ) و بخصوص باسنی بزرگ که من تا اون روز که دو سال پیشم بود و بهش توجه نکرده بودمو بزرگیش از زیر مانتو معلوم بود!! ( از نعمتهای اطراف خود بیخبریم ). خلاصه اون روز گذشت و به قولی ما باخودمون گفتیم که چرا آقای… استفاده کنه ولی ما که حقوقش رو میدیم و بیمش کردیم و خودش دلشه استفاده نکنیم ؟ ؟ در مورد خودم بگم آدم خیلی مغروری هستم و از خودم تعریف نباشه از لحاظه چهره و هیکل خدا واسم کم نذاشته. از لحاظ مادیات هم همینطور. و مطمئن بودم اگه کسی جای من بود از این فرصت و از حضور این هشت منشی به احتمال 98% استفاده میکرد. خلاصه اون شب که اومدم خونه تو کف لیلا بودم. لیلا اسم همون منشی هیکلی من بود. که تا دیروز از یه دید نگاش میکردم و از امروز براش نقشه کشیدم. شب تا صبح تمام مشکلات شرکتم فراموشم شده بود و دائم به خانم رئوفیان ( فامیلی مستعار ) فکر میکردم که چطور باهاش شروع کنم تا صبح هم تجسمش کردیم واسش چند بار کف دستی رفتیم !. نمیخواستم اول باهاش دوست بشم چون بهش با اینکار رو میدادم! تازشم اون موقع که با دختری دوست میشی خودش رو میگیره و میگه نه من مخالف این برنامه ها هستم و… ( از این وراجیا ) تا بخوای رابطه سکسی باهاش برقرار کنی خیلی زرنگ باشی تو 1 ماه ولی نه ! باید همین فردا ترتیبش رو بدم چون واقعا داغون میشم. تا اینکه فکری به نظرم رسید. فردای همون شب طبق معمول وارد شرکت شدم و از اتاق ایشون که همراه هفت نفر دیگر مشغول به کار بودند گذشتم تا اینکه به میز خانم رئوفیان رسیدم و به ایشون جلوی همه اعلام کردم که نرم افزار حسابداری شرکت تغییر کرده و برای آموزش این نرم افزار به اتاق من بیاد ( تا کسی شک نکنه ) البته اگر هم همینطور میگفتم که بیا کسی به من شک نمیکرد چون همه به این مسئله پی برده بودند که من حتی دوست دختر هم ندارم. خلاصه خانم رئوفیان بعد از چند دقیقه وارد اتاق من شدند و ایشون رو راهنمایی کردم که بشینند و ایشون هم دقیقا روبروی من نشستند. و منتظر موندند. منم که مثلا با کامپیوتر مشغول به کار بودم. داشتم شدید دیدش میزدم. عجب چیزی بود. چرا تا حالا بهش توجه نکرده بودم. آدم زندگی میکنه و پول در میاره واسه همچین چیزا. ما که هی جمع میکنیم و نمیدونیم چه هدفی رو دنبال میکنیم. آخرش که چی !؟ بگذریم داشتم دیدش میزدم. اونم یه مجله ای رو از روی میز برداشته بود و داشت خودش رو سرگرم میکرد. تا اینکه پاش رو رو پاش انداخت به طوری که گردی با سنش نمایان شد. عجب هیکلی ! زیر شلوارم هیاهویی شده بود.</h2>
<p>داشت جر میخورد. دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم و بهش گفتم : خانم رئوفیان یه لطفی کنید بیاید اینجا و یه صندلی هم بیارید کنار من بشینید. ایشون هم اومدن و نشستند. گفتم آموزشهای اولیه با این نرم افزار رو میدم وشما توجه کنید که یاد بگیرید. حالا نرم افزاری که میخواستم یاد بدم نرم افزارحسابداری رافع6 بود که خودم هم بلد نبودم. گفتم که بهانست !. ایشون هم نشستن و ما هم شروع کردیم از خودمون آموزش دادن. در حین آموزش کفشم رو آروم به کفشش زدم. و آروم یواش یواش یعنی در حین صحبت هر دقیقه نیم سانت کفشم رو رو کفشش میبردم. یه خورده پاشو کشید فکر کرد که اتفاقی بوده !. منم که خیلی جدی به آموزشم ادامه میدادم. دوباره کفشم رو به کفشش زدم. ( اینبار دیگه متوجه شد که یه خبراییه !‌) و دیگه حرکتی نکرد من پاهام رو بیشتر رو پاهاش میکشیدم بطوری که دیگه کفشام روی کفشش بود. دیدم که اعتراضی که نمیکنه هیچ ! با خیال راحت ازمم سوال میکنه من هم بیکار ننشستم و صندلیمو بهش نزدیک کردم و اون پای دیگری هم رو هم به زیر کفشش بردم. دیگه تابلو شده بود. باز هم اعتراضی نکرد که هیج یهو دیدم که یک پاشو کلا انداخت روی زانوم. من هم که کیرم داشت شلوارمو جر میداد و خانم رئوفیان هم متوجه این موضوع شد. در عین اینکه به صحبتام درباره این نرم افزار ادامه میدادم شروع کردم با پاهاش ور رفتن. وای عجب رونی داشت. اون پای دیگرش هم کمی کشیدم رو طرف خودم که خودش اون پاش رو هم انداخت رو پام و کاملا بغلم بودند. و من بهش گفتم که شما این مراحلی رو که گفتم یه بار تمرین کنید. و مشعول شد و من هم مشغول شدم. بیچاره باورش نشده بود. من هم دستم رو بردم لای پاهاش دقیقا روی کسش و از روی شلوار مالشش میدادم. وای هیچ وقت اون منظره یادم نمیره. عجب رونی داشت. مخصوصا با اون شلوار چسبیش ! دیگه باید دست به کار میشدم چون کیرم داغ داغ شده بود و داشت از فشار شلوار کتانی که پام بود میشکست. گفتم یه لحظه پاهاتون رو بردارید. و من سریع رفتم پرده عمودی پنجره ها رو بستم و در رو قفل کردم. جالب اینجا بود که باز هم داشت با کامپیوتر کار میکرد. گفتم خانم رئوفیان لطفا بلند شید تا طریقه نصب قفل نرم افزارش رو بهتون یاد بدم. کیسم هم روی میز خودم قرار داشت و قفل رو که یه یو اس بی بود بهش دادم و گفتم اینو نصبش کن. و خواست که بره دور میز رو بزنه و بره پشت کیس که من مانعش شدم و گفتم از همینجا. بنده خدا رو میز خم شد تا وصلش کنه و میدان دید واسه نصبش نداد. واسه همین یه خورده طول میکشید. وای. هنگام خم شدنش چه قنبلی داشت !!! از صد تا عکس سکسی هم که تا حالا دیده بودم قشنگتر بود از همون رو شلوارش. از فرصت استفاده کردم و مانتوی کوتاهش رو زدم بالا. تا این قنبل قشنگ رو بهتر ببینم. واقعا خوش به حاله آقای… که اگه این کون رو فتح کرده باشه !. آقا زیپم رو آوردم پایین و تا از درد کیر راحت بشم سریع از پشت چسبیدم بهش و با دستام سینش گرفتم. اونم هنوز درگاه یو اس بی رو پیدا نکرده بود ( بهتر ) آقا عقل از هوشمون پریده بود. و رو شلواری باهاش کلی ور رفتم بعد از چند دقیقه گفت نصبش کردم ( البته شاید زودتر از این نصبش کرده باشه ). خودش واقعا دلش بود و اصلا به روی خودش نمیوورد. گفتم خانم رئوفیان. مشکلی که نیست ؟! گفت نه.<br />
گفتم میشه دستاتون رو بزنید دیوار. گفت باشه فقط بذارید مانتومو درارم ! ( وای بابا طرف دلشه ) منم از خدا خواسته گفتم بذارید کمکتون بدم. گفت : نه ممنون. گفتم شما هم بجاش زحمت کمربندمو بکشید و بازش کنید. سگک کمربندمو گرفت و بازش میکرد که من هم سریع چسبوندمش به دیوار و لباسش رو زدم بالا… وای عجب سینه های رو فرمی. سریع سوتینش رو زدم بالا ( البته با یه زوری ) و گرفتمش تو دهنم و با حرص و ولع خاصی میکشون میزدم. اونم که احساساتی دیگه داشت میشد و از نرم افزار حسابداری دیگه خبری نبود. سریع دستش رو برد زیر شرتم و کیرمو گرفت و گفت : چقدر داغ شده آقای… !!! آقا مارو نگین نمیدونستم از این سینه های درشت کودومو بخورم. از اون طرف هم که دستش تو شلوارم بود و کیرمو تکون میداد. این کار یه 8 دقیقه ای ادامه داشت و اینقدر میکش زدم که لپام درد میکرد. گفتم بشین. آروم نشست. گفتم شلوارمو بکش پایین. آروم شلوارمو کشید پایین و نگام کرد. گفتم شروع کن. با خنده گفت چی ؟ گفتم یعنی نمیدونی. گفت نه ! کیرمو به دهنش نزدیک کردم گفتم برام ساک بزن. گفت ساک یعنی چی ؟! سریع خودم کردمش تو دهنش گفتم بخور دیگه. وای عجب ساکی میزد. بهش گفتم الان هنوز داغه ؟ سری به نشانه آره تکون داد. بیچاره تا ته حلقش کرده بودمش تو. گفتم بخور. زبونتو بچرخون دورش !. داشت دیگه آبم میومد. گفتم نباید آبم رو به همین راحتیها بذارم که بیاد. بلندش کردم پیرهنش رو که تا نیم تنه زده بودم بالا و سوتینش رو کامل در آوردم. دکمه شلوارش رو هم باز کردم. و گفتم عادت که نیستی ؟ گفته نه. لخت لختش کردم. وای عجب کونی داشت. بهش گفتم کونتو قمبل کن. دستش رو رو میز گذاشد و خم شد. پاهاشم باز کرد. وای چه صحنه ای بود. آماده آماده !! کفشاش رو اوردم تا پاش کنه. چون اونطوری سکسی تر میشد. جالب واسم اینجا بود که خانم رئوفیان هر چی میگفتم انجام میداد. بعد شلوار خودم رو درآوردم. و لخت مادر زاد شدیم. و از پشت بهش نزدیک شدم. چون قدش بلند تر بود کیرم به کسش نمیرسید. ( البته قدم کوتاه نبود اون قدش از خودش بلند بود و اون کفش پاشنه بلند رو هم کرده بود دیگه… ) اومد پایینتر و کیرم رو رو کسش گذاشتم که گفت : آقای… یه وقت نکنیتش تو ؟! گفتم مگه باز نیست. گفت :نه ! گفتم برو بابا. مگه اقای… بازش نکرده ؟!.<br />
گفت : نه. اون کیه ! مگه من با اون… حرفش رو قطع کردم گفتم بابا بی خیال اشتباه کردم. سریع نشستم و سرم رو بردم تو پاهاش عجب کس تراشیده و ظریفی داشت. با حرص و ولع شرو ع کردم به خوردن کسش. که آه و نالش شروع شد. که فهمیدم داره ارضا میشه. و منم بدتر ادامه دادم که اینکه از تکونش و بلند شدن صداش فهمیدم که تو عرشه و داره ارضا میشه. منم از فرصت استفاده کردم و آب کسش رو با انگشت داخل کونش کردم و انگشتم رو تا اونجا که جا داشت توی یک آن وارد کونش کردم. که اعتراض آنچنانی نکرد. و خوب با انگشت مقدمات فتح کونش رو چیدم. گفت : اقای… میشه انگشتتون رو درارین ؟ خیلی درد داره. گفتم تازه کجاش و دیدی. انگشتم رو که تا ته کرده بودم کونش به آرومی کشیدم بیرون. انگشت کناری اشارم بود. ( نمیدونم بهش چی میگن ) بهش گفتم بشین قنبل کن. گفت تور خدا حالا نمیشه این بی خیال شین. بدین تا واستون ساک بزنم ! گفتم شیطون تو که تا چند دقیقه پیش نمیدونستی ساک چیه ؟ خندید و گفت. تو رو خدا این بی خیال شین ؟ گفتم بشین اولش شاید درد داشته باشه ولی بعدش عادی میشه. ( با خودم گفتم کلی زیر مانتو که بودش واسش نقشه ریخته بودم. حالا اصل کاری رو ولش کنم !؟. حتی اگه کسش هم باز بود ولی همه برنامه به خاطر این کونته لامصب ! ) خلاصه نشست و به طرز ماهرانه ای قنبل کرد سوراخ کوچیک و قشنگ کونش که با انگشت من هم یه خورده جا باز کرده بود دقیقا تو تیر رس بود. یک کمی آب دهن پرت دادم دم سوراخش و و یک کمی هم با دست کلاهک کیرم رو خیس کرم. و آروم گذاشتمش در سوراخ کونش یه کمی که تکون دادم و جا باز کرد. در دهنش رو به سختی گرفتم و در یک لحظه تا دسته کردمش تو. وای بمیرم چه دردی کشید دستم رو هم گازی گرفت. که تا چند روز جاش موند. شروع کردم به تلنبه زدن و دستم رو از دو دهنش برداشتم و سینه هاش رو که سفت شده بود با هر دو دستم گزفتم. بعد بهش گفتم. دیدی الان درد نداره. گفت تو رو خدا زودتر تمومش کن الان مشکوک میشن !</p>
<h3>گفتم گه میخوره کسی مشکوک بشه. تا بندازمش بیرون اون آدم مشکوک رو. آقا تلمبه زدن ما یه 12 دقیقه طول کشید تا اینکه آبم داشت میومد و تلنبه زدن رو آروم کردم و آبم رو تا آخرین اسپرم ریختم کونش بعد بیچاره بلند شد و اصلا نمیتونست راه بره. ولی اگر این هیکل و این انرژی رو نداشت و اگه کسی دیگه ای جای خانم رئوفیان بود تا حالا 2 بار ضعف میکرد. ولی بازم این بود. گشاد گشاد افتاد راه و به دستشویی که تو اتاق من بود رفت تا خودش رو مرتب کنه. شلوارش و مانتوی چسبیش رو کرد و گفت آقای… دیگه با من کاری نیست. ؟ راستی واسه حسابداری چی کنم. باید واسه ادامه آموزش بیام.<br />
گفتمم میای ؟<br />
گفت آره ؟ ولی واسه آموزش. !.<br />
بنده خدا چه جدی گرفته بود. داشت دکمه های مانتوش رو میبست که دوباره چشمم به اون کونش خورد لذت دیدنش از روی مانتوی اندامی که کرده بود واسم بیشتر بود ! دوباره عقل از سزم پرید ( همون موقع ها !! ) گفتم خانم رئوفیان یک لحظه صبر کنید. تا من برم دستشویی و بیام. بد جوری شاشم میومد رفتم تو دستشویی داشتم زیپ شلوارم رو میکشیدم پایین که یه فکری به سرم زد. زیپم رو کشیدم بالا و اومدم بیرون گفتم یه لحظه بیاین پشت سیستم. تا یه چیزی نشونتون بدم. قبول کرد و آروم اومد<br />
گفت : بشینم ؟<br />
گفتم : نه نیاز نیست. فقط یه لحظه دستاتون رو بذارید روی میز. که گفت : ای تو رو خدا نه !!! الان همه مشکوک میشن من یک ساعته که اینجام. گفتم نمیخوام که لختت کنم… این مانتویی که کردی منو دیوونه کرده ! میدونی خانم رئوفیان. من دیوونه کونت شدم میدونی ؟. یه لحظه مانتوت رو بزنش بالا و نگهش دار تا شلوارت رو بیارم پایین. گفت فقط زودتر. من باید برم ! گفتم باشه. شلوارو شورتش رو کمی دادم پایین. کیرم رو در آوردم و کردم تو سوراخ کونش. وای !!! چه حالی میده. ! چه راحت رفت تو. واقعا اون 8 دقیقه تلنبه زدن تو اون سوراخ فانتزی و قشنگش به طرز جالبی گشادش کرده و نه خودش زیاد اذیت شد و نه من ! یهو با تعجب گفت داری چیکار میکنی !!! ها !!! چیکار میکنی !!!؟ اون چیه داری میریزی ؟ سوختم ؟ چیه ؟!!!. گفتم صبر کن تکون نخور که کثیف میشی ها. آقا کیرمو تا ته کرده بودم کونش. و شاشمو ( ادرارمو ) که مثل آب جوش کتری بود داشتم میریختم تو کونش. که آخراش از بغل کونش و کیرم میزد بیرون و هم شلوار من خیس شد و هم شلوار اون. و خودم شلوارش رو کشیدم بالا. و گفتم تموم شد. یه نگاهی به من کردو با دستمال کاغذی تا حدودی خودش رو تمیز کردو شلوارشو مانتوشو کرد و بدون خداحافظی رفت بیرون. و از اون به بعد دیگه زیاد تحویلم نمیگرفت و به زور جوابمو میداد. که تا همین تابستون امسال ادامه داشت. و من هم مشغول کارای خودم بودم که یه روز توی همین اواخر تابستون امسال بود تو شرکت جلومو گرفت و گفت آقای… واسه ادامه آموزش حسابداری کی میتونم بیام… و این داستان ادامه دارد. به یاد کونش که هنوز که هنوزه سوراخی به این کوچیکی و نازی توی همچین کون خوشگلی ندیدم و نخواهم دید و از اون موقع بصورت حرفه ای وارد دنیای زیبای سکس شدم و واستون میگم که چطور تونستم پای یکی دیگه از منشیام رو که اونم دسته کمی از خانم رئوفیان نداره رو که متاهل هم هست رو به میون بکشم. امیدوارم لذت برده باشید و دوباره میگم که داستانی رو که گفتم عین واقعیت بود. </h3>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.sex0098.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%88-%d9%84%d8%ae%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://i3.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/V9WchVjcSL54ZmgcDn0KWA/021/260/130/1280x720.2.jpg?ssl=1" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">6963</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خواهر کوچولو کوس کوچولو</title>
		<link>https://www.sex0098.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%da%a9%d9%88%d8%b3-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/</link>
					<comments>https://www.sex0098.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%da%a9%d9%88%d8%b3-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Feb 2022 21:18:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سکسی پورن ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر پاشی]]></category>
		<category><![CDATA[آماتور]]></category>
		<category><![CDATA[آماتور حشری]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کوس]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کیر]]></category>
		<category><![CDATA[پورن ویدئو]]></category>
		<category><![CDATA[تینیجر]]></category>
		<category><![CDATA[تینیجر حشری]]></category>
		<category><![CDATA[جنده ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده وحشی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری وحشی]]></category>
		<category><![CDATA[خود ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[دختر حشری]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[عجب کوسی]]></category>
		<category><![CDATA[فوت جاب]]></category>
		<category><![CDATA[فوت فیتیش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم پورن]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس بازی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس پارتی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس کردنی]]></category>
		<category><![CDATA[کیر بازی]]></category>
		<category><![CDATA[هند جاب]]></category>
		<category><![CDATA[ویدیو سکس خانگی]]></category>
		<category><![CDATA[ویدیو سکسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://cdn.sex0098.com/?p=5886</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i1.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/mpMS4R10jcvWAgh72RzKXw/021/634/984/1280x720.c.jpg.v1633556640?w=320&amp;resize=320,180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="خواهر کوچولو کوس کوچولو" title="خواهر کوچولو کوس کوچولو" decoding="async" loading="lazy" /></p>یه بار تو خیابون یكی از دوستای دوره دبیرستان رو دیدم چند سالی بود از احسان خبر نداشتم خلاصه بعد از سلام و احوال پرسی تعارفم كرد كه برم دفتر كارش و نهار با هم باشیم احسان از اون اولش وضع مالیش خوب بود یعنی بابای پولداری داشت كه حسابی بهش حال میداد اون تو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i1.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/mpMS4R10jcvWAgh72RzKXw/021/634/984/1280x720.c.jpg.v1633556640?w=320&amp;resize=320,180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="خواهر کوچولو کوس کوچولو" title="خواهر کوچولو کوس کوچولو" decoding="async" loading="lazy" /></p><h2>یه بار تو خیابون یكی از دوستای دوره دبیرستان رو دیدم چند سالی بود از احسان خبر نداشتم خلاصه بعد از سلام و احوال پرسی تعارفم كرد كه برم دفتر كارش و نهار با هم باشیم احسان از اون اولش وضع مالیش خوب بود یعنی بابای پولداری داشت كه حسابی بهش حال میداد اون تو كار واردات و صادرات بود واسه خودش كسی شده بود تا موقع رسیدن به محل كارش كلی با هم یاد قدیما افتادیم و خندیدیم احسان خیلی دوست دختر داشت و خیلیاشونم كرده بود ولی به هیچ كدوم قول ازدواج نمی داد اون روز یاد تموم اون دخترا كردیم وقتی رسیدیم دفترش تموم كارمندا ( البته خیلی نبودن شش نفر ) جلوی پاش بلند شدن اونم كیرش حساب نكرد و رفتیم تو اتاق اون كه سر درش نوشته بود مدیر عامل تو اول باید از اتاق منشی رد میشدیم تا در باز شد رفتیم تو اتاق منشی چشمم به یه خانم زیبا افتاد كه توجه من رو جلب كرد یه زن قد بلند حدود 185 سینه های درشت و یه كون تاقچه كه دهن هر مردی رو آب می انداخت و یه آرایش اساسی نه زیاد ولی با ظرافت كه حكم منشی احسان رو داشت تو دفتر احسان نشسته بودیم و سیگار می كشیدیم كه در زدن احسان با صدای بلند گفت بفرمائید در باز شد دیدم همون خوشگل خانم اومد تو با یه ببخشید رو به احسان گفت آقای مهندس چند تا بارنامه مونده كه باید شما امضا كنید احسان تموم برگه ها رو امضا كرد بدون هیچ حرفی برگه ها رو به سمتش گرفت اونم برگه هارو گرفت تشكر كرد رفت بیرون به احسان گفتم كونده عجب گوشتی منشیته<br />
خندید و گفتم راستی تا اونجا كه من یادم میاد تو دیپلمتم به زور گرفتی كی مهندس شدی?<br />
گفت بابا تو این زمونه مدرك پول تو جیبته تو اگه دكتر بشی پول نداشته باشی هیچ كس تحویلت نمیگره واقعا راست می گفت<br />
بهش گفتم اینم كردی<br />
گفت نه بابا من تو محل كارم مثل سگ میمونم اگه اینجوری نباشه نمیشه كار كرد<br />
گفتم پس من می تونم مخ این بابا رو بزنم<br />
گفت این بابا اسمش سحره و سنش 32 ساله و حدود 3 ساله كه طلاق گرفته شوهرش رفته سرش هوو اورده اینم طلاق گرفته<br />
گفتم عجب شوهر كسخولی بوده زن به این باحالی دوباره رفته زن گرفته از احسان یه كم آمار گرفتم گفت كه این بدش نمیاد با یه نفر آدم حسابی رفیق باشه و لاس بزنه ولی دادن رو نمیدونم بهش گفتم تو ردیف كن كه این با من رفیق بشه كردنش با من!<br />
خندید گفت كونده مگه من كسكشم<br />
خندیدم و گفتم بابا تو رفیق قدیمی منی درسته حالا كلی وضعت خوب شده ولی رفاقتمون كه سر جاشه<br />
كلی خایه مالی كردم و تا قبول كرد تو همین حرفا بودیم كه سحر دوباره در زد اومد تو اتاق به احسان گفت كامپیوتر دوباره خراب شده نمیتونم كار كنم<br />
احسان می دونست من لیسانس كامپیوتر دارم خنده ای كرد و رو به من به سحر گفت آقای &#8230; از رفیقای قدیمی منه و مهندس كامپیوتر الان میاد براتون درستش میكنه<br />
بعد به من گفت اگه زحمتی نیست یه نگاهی بهش بنداز شاید درست شد و یه چشمك به من زد بلند شدم دنبال سحر رفتم بیرون تو اتاق منشی در اتاق احسان دوباره بسته شد حالا من با سحر تو اتاق تنها بودیم اون روبروی من رو مبل نشسته بود نشستم پای كامپیوتر<br />
یه مرتبه بدون اینكه متوجه حضور سحر باشم گفتم این احسان كسكش از اون اولشم فرصت طلب بود وگرنه به اینجا نمیرسید كه دیدم صدای خنده سحر بلند شد و گفت خاك بر سرم شما دارید چی میگید میشنون یه دفعه!<br />
یادم افتاد كه اونم تو اتاقه از خنده اش معلوم بود بدش نیومده بود<br />
منم گفتم بفهمه به تخمم اونم فقط می خندید تو هین درست كردن كامپیوتر ازش در مورد حقوقش پرسیدم<br />
گفت ماهی 150 هزار تومان میگیرم<br />
گفتم این كه فقط پول لوازم آرایش و لباس زیر میشه بقیه اش چی?<br />
گفت چی كار كنم دیگه مجبورم<br />
گفتم میخوای من با هاش صحبت كنم حقوقت رو زیاد كنه؟<br />
خیلی ذوق كرد گفت میشه؟<br />
گفتم آره ولی من یه شیرینی درست و حسابی میخوام!<br />
گفت هر چی بگید میدم</h2>
<p>گفتم هرچی؟ با یه لحنی گفتم كه یه كم خودش رو جمع و جور كرد و گفت هرچی هرچیم نه باید بتونم از پسش بر بیام!<br />
بلند شدم بدون حرف رفتم طرفش دستم رو گذاشتم روی شونه اش و گفتم بر میای دیدم هیچ مخالفتی نكرد منم یه فشار و اومدم كنار زیاد خوره بازی در نیاوردم كه دیدم سرش پائینه گفتم حالا صحبت كنم یا نه؟<br />
گفت نمیدونم<br />
فكر كنم متوجه منظور من شده بود<br />
گفتم این شماره موبایل منه هر وقت تصمیم گرفتی به من یه زنگ بزن<br />
بعد رفتم تو اتاق احسان تا ساعت چهار كه اونجا بودم دیگه سحر نیومد تو اتاق<br />
منم بعد از نهار كلی كس و شعر گفتن با احسان خداحافظی كردم و اومدم بیرون<br />
به سحر گفتم من دارم میرم ولی منتظر تماست هستم دوسه روز گذشت یه شب ساعت نه بود دیدم تلفنم زنگ خورد<br />
جواب دادم تا گفت الو شناختمش<br />
تو كونم عروسی بود بعد كلی حال و احوال گفتم فكر نمیكردم دیگه زنگ بزن<br />
گفت چی كار كنم نیاز آدم رو به هر كاری وا میداره از سر و صدا معلوم بود تو خیابون<br />
گفتم كجائی<br />
گفت تو میرداماد نزدیك شركت دارم میرم خونه<br />
گفتم خوب از خون زنگ میزدی<br />
گفت تلفن قطع پولش عقب افتاده<br />
گفتم از شركت زنگ میزدی<br />
گفت مهندس هر دوره كه قبض میاد پرینت میگره<br />
گفتم عجب با این همه سرمایه اینقدر گدا بازی در میاره بهش گفتم با مادرپدرت زندگی میكنی؟<br />
گفت برا چی؟<br />
گفتم میخوام امشب بیای پیش من!<br />
گفت مگه تنهائی؟<br />
گفتم آره!<br />
گفت من می تونم به ماردم اینا بگم شب میرم خونه دوستم ولی تو تا صبح تنهائی؟<br />
خندیدم گفتم من تا هر وقت كه بخوام تنهام چون من تنها زندگی می كنم!<br />
قرار گذاشتیم ایستگاه مترو رفتم دنبالش بهش دست دادم بعد شام رو با هم بیرون خوردیم اومدیم خونه دیدم با مانتو روسری نشسته<br />
گفتم تو خونه دوستت میری لباس در نمیاری؟<br />
خندید گفت لباسم مناسب نیست!<br />
گفتم خوب اونارو هم دربیار!<br />
گفت چه كم توقع!<br />
بلند شد مانتو وروسریش رو در آورد دیدم یه تاپ جلو باز تنشه كه چاك پستوناش معلوم بود با یه شلوار تنگ كه كونش قشنگ زده بود بیرون اومد كنار من رو مبل نشست دست انداختم گردنش یه ماچ از لپش كردم!<br />
دیدم اخم كرد و گفت من كه موافقت نكردم با درخواست تو!<br />
گفتم بودنت اینجا یعنی رضایت صد در صد!<br />
یه مرتبه زد زیر خنده گفت به خدا من اینكاره نیستم اما هم از شما خوشم اومده هم واقعا نیاز دارم به حقوقم!<br />
منم گفتم خوب منم میدونستم كه تو خیلی خانمی بهت شماره دادم من به هر كسی كه شماره نمیدم<br />
گفت مرسی بعد یه لب ازش گرفتم<br />
گفت اگه مهندس با اضافه حقوقم موافقت نكرد چی؟<br />
گفتم اون با من خودم كونش رو پاره میكنم!<br />
بعد دوباره ازش یه لب گرفتم<br />
گفت من صبح تا حالا سر كار بودم كاشكی میشد یه دوش می گرفتم!<br />
گفتم خوب برو یه دوش بگیر بعد راهنمایئش كردم سمت حموم تا خودش رو بشوره بهش گفتم ژیلت بدم؟<br />
خندید و گفت لازم نیست دیشب حموم بودم!<br />
فهمیدم دیشب به خودش صفا داده!<br />
منم یه اسپری اساسی به كیرم زدم كه بتونم باهاش یه حال اساسی بكنم چون نمیدونستم واقعا میتونم احسان رو راضی كنم یا نه و شاید این اولین و آخرین بار بود كه با سحر میخوابیدم تا سحر از حموم بیاد اسپری كار خودش رو كرده بود رفتم كیرم رو شستم و یه كم افترشیو به كیرم زدم كه خوشبو بشه!<br />
سحر از تو حموم صدام كرد و گفت حوله میخوام!<br />
منم حوله خودم رو بهش دادم گفتم تمیزه تازه شستم و ازش استفاده نكردم!<br />
راست می گفتم بابا چرا می خندید &#8230;<br />
حوله رو پیچیده بود دور خودش اومد بیروم براش یه شلوارك یه تیشرت خودم رو گذاشتم اومد پوشید ولی چون شرت و كرست نداشتم اونم نپوشید موقع راه رفتن كونش تو شلوارك من قشنگ بالا پائین میشد و پستونای بزرگش قشنگ توی لباس معلوم بود یه كم موهاش رو خشك كرد و یه كم خودش رو آرایش كرد با یه لحن حشری كننده ای گفت حالا خوب شدم ؟<br />
گفتم از اولش خوب بودی و همونجا توی حال خونه جلوی آئینه بغلش كردم یه لب اساسی ازش گرفتم و شروع شد اونم معلوم بود خیلی تو كف بوده چون از همون اول دستش رو گذاشت روی كیرم و شروع كرد به مالیدن!<br />
منم بعد از خوردن لب و زبون سحر رفتم سراغ گردنش و با یه دستم پستوناش رو میمالیدم بعد تیشرت رو از تنش در آوردم پستونش رو كردم تو دهنم شروع كردم به خوردن عجب پستونایی داشت سفت و بزرگ یه كم كه پستوناش رو خوردم<br />
سحر گفت میخوای تا آخرش همینجوری سرپا بمونیم رفتیم تو اتاقی كه مثلا اتاق خواب من بود خوابوندمش رو تخت یه نفره خودم افتادم روش باز شروع كردم به خوردن پستوناش دیگه صدای سحر دراومده بود رفتم پائین تر یه كم روی نافش زبون زدم<br />
گفت قلقلكم میاد منم گفتم پس بزار كست رو بخورم<br />
بعد شلوارك رو از پاش كشیدم بیرون سحر خجالت می كشید پاهاش رو جمع كرده بود كه كسش معلوم نشه<br />
گفتم چرا پات رو جمع كردی<br />
گفت تو من رو لختم كردی ولی خودت هنوز لباس تنته!<br />
دیدم راست میگه سریع لخت شدم تا كیرم رو دید گفت آخ</p>
<h3>گفتم دوستش داری<br />
گفت خیلی<br />
گفتم بوسش می كنی؟<br />
گفت هم بوسش می كنم هم میخورمش!<br />
منم رفتم روی پستوناش نشستم سحر سرش رو آورد بالا منم كیرم رو نزدیك دهنش كردم یه ماچ از سر كیرم كرد و بعد سر كیرم رو كرد تو دهنش گرما و خیسی دهنش كیرم رو حال آورد بعد یه كم رفتم جلو تر كیرم بیشتر بره تو دهن سحر دستم رو هم از پشتم گذاشته بودم رو كس سحر براش میمالیدم سحرم با اینكه كیرم تو دهنش بود باز ناله می كرد<br />
بعد بهش گفتم منم میخوام كست رو بخورم<br />
گفت جون بخور!<br />
بلند شدیم چشمم كه به كس سحر افتاد داشتم میمردم كس سفید و گوشتی كه قشنگ از لای پاش زده بود بیرون بعد به حالت 69 انگلیسی خوابیدم من زیر سحر رو كسش رو گذاشت جلوی دهنم بوی شامپو میداد خیلی حال كردم با دستم لای كسش رو باز كردم زبونم رو گذاشتم لای كسش یه لیس زدم دیدم ناله سحر بلند شد اونم افتاد رو كیرم و شروع كرد به خوردن تخمام رو می كرد تو دهنش لباش رو به هم فشار میداد تخمام میپرید بیرون هم دردم میومد هم حال می كردم كسش رو هم به صورت من فشار میداد منم با تموم قدرتم كسش رو میخوردم زبونم رو می كردم توی كس سحر با دستم پستوناش رومی مالیدم كه معلوم بود خیلی بهش حال میده چون هر موقع این كار رو می كردم سحرم تموم كیرم رو می كرد تو دهنش نگه می داشت با این كارش آب دهنشم زیاد میشد حدود 5 دقیقه من كس سحر رو خوردم و سحرم برام ساك میزد كه دیگه سحر حالتش عوض شده بود كسش رو می چرخوند رو صورتم و كمرش رو تكون تكون میداد فهمیدم داره اورگاسم میشه<br />
بیشر زبونم رو می كردم تو كسش<br />
سحرم كیرم رو تو دهنش نگه داشت با گفتن اوممممممممممم به اورگاسم رسی<br />
همونجوری بی حال افتاد روم بعد بلند شد یه لب ازم گرفت تشكر كرد و گفت بیا كیرت رو بكن تو كسم<br />
منم خوابوندمش رفتم لای پاش نشستم با دستش كیرم رو با سوراخ كسش تنظیم كرد و من با یه فشار نصفه كیرم رو كردم تو كه دادش رفت هوا می گفت كسم خیلی وقته كیر نخورده عادت نداره یواش تر!<br />
منم یه كم كیرم رو در میاوردم دوباره تا نصفه می كردم تو بعد از چند بار كیرم تا ته رفت تو كس سحر<br />
افتادم روش پستوناش رو می كردم تو دهنم خودم رو بالا پائین می كردم بعد یه كم بلند شدم لبه تخت نشستم سحر رو به من نشست و كیرم رو كرد تو كسش بالا و پائین كه میرفت پستوناشم بالا پائین میپرید خیلی به من حال میداد بعد بلند شدیم سحر پشتش رو به من كرد و خم شد با دست لبه تخت رو گرفت منم پشت سرش ایستادم كیرم رو از پشت كردم تو كس سحر هر چه اسرار كردم كه بذاره كونشم رو فتح كنم نذاشت كه نذاشت<br />
منم با دستم پستوناش رو میمالیدم و كیرم رو تو كسش عقب جلو می كردم حدود 10 دقیقه بود داشتم كس سحر رو میگایدم اونم همش برام حرف تحریك كننده میزد كه بكن بكن كسم رو بگا كیرت تو كسمه پستونام تو دستته بكن جربده كسم رو پاره كن كسم هوس كیر كرده بود بهش كیر بده بعد خودش رو چنان عقب و جلو می كرد كه تخمام میخورد به كونش ودردم می گرفت .<br />
معلوم بود از این حالت خوشش اومده بعد صدای جیغش در اومد و برای بار دوم اورگاسم شد منم پهلو های سحر رو گرفته بودم كسش حسابی خیس بود كیرم راحت توش حركت می كرد و این خیسی باعث شده بود كه دیگه آبم بخواد بیاد كیرم رو گذاشتم لای پستونای سحر بعد خودم با دستم پستواش رو به فشار دادم چند بار بالا و پائین كردم از صدام فهمید دارم ارضاء میشم كیرم رو از لای پستوناش در آورد و كرد تو دهنش و تموم آبم رو خورد<br />
بعدشم از دهنش ریخت روی پستوناش مالید به خودش . دیگه نای حركت نداشتیم ولو شدیم روی زمین بعد از نیم ساعت بلند شدیم ورفتیم حموم خودمون رو شستیم اومدیم تا صبح لخت رو تخت یه نفره همدیگه رو بغل كردیم و خوابیدیم .<br />
چند روز بعدشم تلفنی مخ احسان رو زدم كه قرارشد از سر ماه 50 هزار تومان بذاره روحقوق سحر ولی به احسان نگفتم كه من با سحر سكس داشتم بعد ازون چند بار دیگه سحر به بهونه رفتن خونه دوستش شب پیش من بوده و كلی با هم حال كردیم ولی هنوز نتونستم كونش رو بكنم چون میگه خیلی بدش میاد</h3>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.sex0098.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%da%a9%d9%88%d8%b3-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://i2.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/mpMS4R10jcvWAgh72RzKXw/021/634/984/1280x720.c.jpg.v1633556640?ssl=1" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">6962</post-id>	</item>
		<item>
		<title>همش میگه کیر میخوام  آبم زود اومد</title>
		<link>https://www.sex0098.com/%d9%87%d9%85%d8%b4-%d9%85%db%8c%da%af%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a2%d8%a8%d9%85-%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%af/</link>
					<comments>https://www.sex0098.com/%d9%87%d9%85%d8%b4-%d9%85%db%8c%da%af%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a2%d8%a8%d9%85-%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Jan 2022 11:30:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سکسی پورن ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر پاشی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کوس]]></category>
		<category><![CDATA[بازی با کیر]]></category>
		<category><![CDATA[پورن ویدئو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[خود ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[داگ استیل]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خشن]]></category>
		<category><![CDATA[سکس وحشی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخ کون]]></category>
		<category><![CDATA[عجب کوسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم پورن]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس بازی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس پارتی]]></category>
		<category><![CDATA[کوس کردنی]]></category>
		<category><![CDATA[کون پاره]]></category>
		<category><![CDATA[کون گشاد]]></category>
		<category><![CDATA[کیر بازی]]></category>
		<category><![CDATA[کیر تو کون]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژ سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژ کس و کون]]></category>
		<category><![CDATA[هارد کور]]></category>
		<category><![CDATA[هند جاب]]></category>
		<category><![CDATA[ویدیو سکس خانگی]]></category>
		<category><![CDATA[ویدیو سکسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://cdn.sex0098.com/?p=5893</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/TAjMnYMlBFG6POLgnOVkQA/017/561/615/v2/1280x720.213.jpg?w=320&amp;resize=320,180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="همش میگه کیر میخوام  آبم زود اومد" title="همش میگه کیر میخوام  آبم زود اومد" decoding="async" loading="lazy" /></p>من خیلی آدم عصبانی بودم خیلی خیلی عصبی.مامانم برام همش نوبت متخصص اعصاب میگرفت. ماهی5بار.این آقا دکتر یک منشی ناز و لاغر اندام با قد تقریبا 175 و وزن 60کیلو حدودا گفتما. هر سری میرفتم ولی دیگه این آخرا تنهایی میرفتم.و همیشه این خانم منشی به من میگفت به به سلام آقا پسر عصبانی.بازم اعصابت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/TAjMnYMlBFG6POLgnOVkQA/017/561/615/v2/1280x720.213.jpg?w=320&amp;resize=320,180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="همش میگه کیر میخوام  آبم زود اومد" title="همش میگه کیر میخوام  آبم زود اومد" decoding="async" loading="lazy" /></p><h2>من خیلی آدم عصبانی بودم خیلی خیلی عصبی.مامانم برام همش نوبت متخصص اعصاب میگرفت.<br />
ماهی5بار.این آقا دکتر یک منشی ناز و لاغر اندام با قد تقریبا 175 و وزن 60کیلو حدودا گفتما.<br />
هر سری میرفتم ولی دیگه این آخرا تنهایی میرفتم.و همیشه این خانم منشی به من میگفت به به سلام آقا پسر عصبانی.بازم اعصابت خورده بیا با من کشتی بگیر حسابی بزنمت راحت بشی.منم میخندیدم و میرم پیش دکتر.مامانم با خانم منشی آشنا در اومد(دوست)چون باباش دوست داییم بود.دایی من حدود 50سالشه.<br />
ما هم زیاد میرفتیم خونه هم دیگه و دیگه روابط ما خونوادگی شده بود.<br />
تابستان شد خونواده من رفتن کربلا از راه زمین.داداش من دوستاشو اورده بود خونه با دوستاش میخوابید.منم تو اتاق خودم.<br />
یک روز لیلا خانم مامان عاطفه(منشی)زنگید و گفت سلام پسرم خوبی؟ عاطفه مریض شده براش برو این قرص هارو بخر و اگه نمیترسی امشب هم بخواب خونمون چون تنهاست.من که رفتم دیدم 2تا دوست دیگه شم هستن منو به اونا معرفی کرد و به اونا گفت امشب برین خونه هاتون.اونا زیر چشمی نگاهی به عاطفه کردن ولی عاطفه بهشون گفت خجالت بکشین این داداشمه و اونا خداحافظی کردن و رفتن.<br />
عاطفه نمیتونست خنده شو جمع کنه.خیلی راحت پیشم بود منم با اینکه خانواده ی مذهبی داشتم ولی خجالت میکشیدم به عاطفه بگم برو با حجاب باش.<br />
به عاطفه داروهارو دادم گفت عشقم داروی من تویی.من کپ کردم و خندیدم گفتم دهه تو مریض هستی گفت الکی گفتم تو بیای پیشم</h2>
<p>محمد یه چی بگم درکم میکنی؟ گفتم بستگی داره چی باشه.<br />
نکته:عاطفه 27سالش بود.<br />
گفت من جلوییتو میخوام منم که سکسی نداشتم ترسیده بودم و گفتم نه برو ببینم اومدم بزنم از خونه بیرون درو قفل کرد و گفت امشب پیش منی یادت که نرفته گفتم به مامانت میگم گفت برو بگو ابرو خودت میره دوستات بهت میگن خاک بر سرت کس خودش اومده سراعت فرار کردی و تا اخر سال مسخرت میکنن.</p>
<p>گفتم عاطفه همین الان به اینا گفتی من داداشتم.گفت مگه ابجیا با داداشاشون سکس نمیکنن؟ مونده بودم چی بگم اخه دیده بودم از این چیزا.بعد یهو گفت فکر کردی نمیدونم میری تو شهوانی و میچرخی میخوای به مامانت بگم.ترسیده بودم.<br />
گفت بخواب و فکر کن من غریبه ام(البته غریبه هم بود).اولین سکست با یه دختر خوشگل.همه ی حرف هارو با خنده میزد.یکم کیرمو مالید منم خودمو به اون راه زده بودم و از راست شدنش جلوگیری میکردم.بعد فکر کردم نه این موقعیت رو از دست نباید بدم.خودمو شل کردم و کیرم سیخ شد اونم جیغ کشید و گفت هورا دیدی من از تو موفق تر شدم.باز بهش گفتم بیخیال من شو گفت نه من فقط تورو دوست دارم شبا به یاد تو خودمو میمالم.<br />
لباساشو در اورد لباسا منم در اورد.به خودم اومدم گفتم خب اینکه منو لخت دیده منم همچنین شاید مسخرم کنه من ادعا دعوا دارم و زور هم دارم ولی خایه این کارا رو با یه دختر ندارم.<br />
زدم به در سکس بازی.اومد لب بگیره من اصلا بلد نبودم گفتم اه حالم بهم میخوره ولم کن بلند خندید و گفت خوبه تو پسری.<br />
لب میگرفت منم که بلد نبودم همین طور خوابیده بودم.گفت سینه هامو لیس بزن اینکارو کردم از تو سایت یاد گرفته بودم گوشو گردنشو لیس بزنم که وقتی این کارا کردم یه آه بلند و طولانی کشید و گفت حالا راحتم باهت.دیوونه شده بود گفت بذار تو کسم.منم شنیده بودم کسی این کارو کنه دردسر میشه.گفتم نه.گفت خب باشه ترسو بذار از کون.رفتم شامپو اوردم یکم مالیدم دم سوراخش.جرق شاید تو عمرم 3بار زده بودم2بارش که آبم نیومد یه بار اومد اونم آبو که دیدم سرم گیج رفت.اومد کیرمو بخوره.دید نیمکنم تو گفتم نه قلقلکم میاد +اینکه بدم میادباشه.آروم آروم با ترس میکردم تو.اون دیوونه شده بود،نگو با دوستاش مشروب خورده بودن فقط این زیاد خورده بود.من تندتر کردم کیرم میرفت و میومد ، منم حس عجیب و خوبی داشتم به خودم میگفتم وای اینجارو ببین من دارم دختر میکنم.شاید 3دقیقه بیشتر طول نکشید که آبم اومد منو کشت گفت پاشو بزن .سرگیجه داشتم و کیرم خوابیده بود.</p>
<h3>بعد بلند شدیم سرگیجه عجیبی داشتم نتونستم برم حمتم تازه غسل هم بلد نبودم چون رساله که ندشاتم میترسیدم به دوستام بگم مسخرم کنن.<br />
پاشدم و رفتم 2بار بعدی هم هیمن طوری شدم.ولی دیگه الانا نه.الان یک ماهه که عاطفه شوهر کرده.شوهرش تو معدن کار میکنه و شبا میرم پیشش ولی دیگه ترسی ندارم و قرص میخورم تا اونم ارضا بشه</h3>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.sex0098.com/%d9%87%d9%85%d8%b4-%d9%85%db%8c%da%af%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a2%d8%a8%d9%85-%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://i1.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/TAjMnYMlBFG6POLgnOVkQA/017/561/615/v2/1280x720.213.jpg?ssl=1" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">6969</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 25/39 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: www.sex0098.com @ 2026-06-12 18:36:02 by W3 Total Cache
-->